8/8/10

هم‌میهنان جلای وطن کرده! نگذارید کشور از استعداها تهی گردد.

پس از پیروزی انقلاب ننگین اسلامی و بر سر قدرت آمدن رژیمی ایدئولوژیک در کشور، از همان آغازین روز این دگرگونی، شاهد برخورد عقیدتی با تمام پدیده‌ها بودیم، هر کسی که به نوعی با این رژیم مخالف بود، مخالفتش را به خدا و پیغمبر منتسب می‌کردند، بسیاری از هم‌میهنان ما تنها به همین دلیل مجبور به ترک میهن شدند، اما بدتر از همه وضعی است که برای دگراندیشان مذهبی پیش آمد، این گروه از هم‌میهنان ما اگر اندک شهامتی در بیان عقیده‌ی خویش داشتند، با اتهام ارتداد مواجه بودند و اجازه‌ی نفس کشیدن را هم به آنان نمی‌دادند. گروه سوم خاموشی هم در این میان متضرر می‌شدند، استعدادهای درخشان، نخبگانی که برای شکوفائی استعدادشان راهی را پیش روی خویش نمی‌دیدند. راه حل مشترکی که اکثریت هر سه گروه مد نظر گرفته و می‌گیرند، ترک ایران است.

سالانه هزاران نفر از بهترین و مستعدترین نیروهای انسانی میهن، از کشور خارج می‌گردند. ضرری که از لحاظ اقتصادی متوجه ایران است، غیر قابل محاسبه می‌باشد؛ نخبگان قادرند دانش و صنعت جديد و در نتیجه فرصت‌های شغلی تازه‌ای را براي جامعه خويش ايجاد نمایند.

در حال حاضر آن چیزی که برای نیروهای حاکم مهم است، عقیده و تأکید بر حفظ نظامی است که آن را به خدا منتسب می‌کنند، شاید حکومت به نوعی از این تخیله‌ی استعداهای در ایران خوشحال باشد، زیرا این نخبگان هستند که قادر به تشریح نظام دیکتاتوری حاکم و کالبد شکافی علمی آن هستند.

آن چیزی که در این مهاجرت دردناکتر است این موضوع است که مهاجرت غالبا در بین فهیم‌ترین و با استعدادترین نیروهای کشور صورت می‌گیرد، اگر از دید بیولوژیکی به این موضوع نگریسته شود، ما نه تنها شاهد فرار خود این مغزها هستیم؛ بلکه شاهد فراری دردناکتر از نیز می‌باشیم، فرار ژن‎ها؛ استعدادهائی که کشور برای بدست آوردنشان قرن‌ها تلاش نموده است.

این موضوع یکی از دردهای جامعه‌ی ماست که درمان آن غیر ممکن به نظر می‌رسد، مغزهائی که از ایران خارج می‌شوند، فرزندانشان دیگر خود را ایرانی نخواهند دانست، کشور مقصد را میهن خویش به حساب خواهند آورد و در نتیجه مملکت از پتانسیل پیشرفت تهی خواهد شد، پتانسیلی که بدست آوردن دوباره‌ی آن تقریبا غیر ممکن است.

در حال حاضر برای این درد هیچ درمانی به نظر نمی‌رسد، جز اینکه از هم‌میهنان ملتمسانه و عاجزانه تقاضا گردد که نگذارید فرزندانتان به ایران و ایرانی بدون بیگانه گردند، آنان را آنگونه تربیت نمائید که در صورت برپائی رژیمی آزاد، حاضر به برگشت به ایران گردند، این دردی است که بسیار دردناکتر از خود جمهوری اسلامی است، زیرا هیچ ستمگری نتوانسته تا ابد ستم نماید؛ این رژیم خواهد رفت، اما آن چیزی که بر نخواهند گشت ژن‌های انسانی است که از کشور خارج می‌گردند و این دردی است که از خود جمهوری اسلامی هم بدتر است.

7/8/10

جناب دستغیب! شما هم هویت این امام راحل را کتمان می‌نمائید؛ وعده‌های پیش از قدرت این امام شیاد چی شد؟

آقای دستغیب به تحریف سخنان به قول خودش امام راحل اعتراض دارند. جناب دستغیب! اکنون که می‌بینید پایه‌های ولایت فقیهی که این امام راحل پایه‌گذار آن بودند، شل شده است، این سخنان را بر زبان می‌آوری تا چهره‌ی امامت را پاک جلوه دهید، شاید بنای پوسیده‌ی ولایت فقیه را ترمیم نمائید.

شما هم سخنان امام راحل را سانسور می‌نمائید؛ مگر همین امام راحل نفرمودند که اقتصاد مال خر است؟ مگر همین امام راحل نفرمودند که برق، آب، اتوبوس را مجانی ‌می‌کنیم؟

اصلا به نظر من شیادتر از امام راحلتان آدم رو دنیا تو قرن بیستم پیدا نمی‌شد:

مگر امام راحل نفرمودند که حفظ حکومت اسلامی از همه چیز واجب تر است؟

مگر امام راحل نمی‌فرماید که اطاعت از ولی فقیه مانند اطاعت از خدا و پیغمبر واجب است؟

جناب دستغیب! ریشه‌ی تمامی مشکلات کشور ما همین امامی است که به تنها چیزی که فکر نمی‌کرد، ایران و منافع ملی ایران بود؛ البته دلیل این را نیز همگان می‌دانند، هندی بودن او بود که باز شما هویت این امام راحل را هم کتمان می‌کنید.


6/23/10

طرفداران پینوکیو، مترسک‌های پایه شل را با هماهنگی ژپتو شناسائی نمودند.

مدت زیادی بود که مترسک‌ها از جایشان تکان نخورده بودند، به همین دلیل با رایزنی سرمترسک و ژپتو، قرار شد مترسک‌ها را تکان دهند تا اینقدر مترسک بودنشون تابلو نشه؛ پینوکیو تو این مدت موفق شده بود که در حدود 200 قلاده گرگ رو اجیر کنه؛ بنابراین بهترین سوژه را گنج شترمرغ بیچاره دیدند. لذا به بهانه ی یافتن این گنج، محل نصبشون رو خالی کردند، همین امر باعث شد که بسیاری از مترسکها بیفتند، سپس گرگها اونا رو به جای اولشون برگردوند.

ژپتو هم با اینکار مترسکهای پایه شل رو شناسائی نمود تا در فصل زراعی بعدی از اونا استفاده نشه. البته اینکار با هماهنگی روباه مکار انجام خواهد گرفت.


مترسکحانه:

گرگها:



روباه مکار:




6/22/10

کودکانی در ایران نانی هم ندارند و بخاطر سیاست برای کودکان غزه اسباب بازی می‌فرستند!

ایرنا: قرار است هداياي تهيه شده سازمان جوانان جمعيت هلال احمر براي کودکان غزه که شامل مقادير زيادی لباس نوزادان و کودکان، اسباب بازی و عروسک است، همراه با کشتی حامل کمک های بشردوستانه فرستاده شود.
کودکانی مسکین با نگاههایی پر از حسرت
===================================

6/21/10

جناب سروش! از عقل گوئی و خدا و خرد را یکجا کنی؟

نامه‌ی خرداد یکهزار و سیصدو شصت و نه شما را به مقام عظمای ولایت همه خواندیم. نگارشی پرنگار بود. نیشی به میخی زدید و تقه‌ای به نعلی، از الله استعانت جستید تا نایب ولیش را رها کند و دامن مردم گیرد؟؛ ایده‌ات خطیر است! مگر نه اینکه الله امر به طاعت ولی خویش را واجب فرموده و به خلف طاعتش مزید کفر که هم کالانعامند و بل هم اضل؛ کفر و کافری را مستورانه نکوهش می‌کنی تا دل مسلمین را بدست آری و جماعت کافران را رنجور، بهر محو چاهی گودی می‌کنی. نشان از فکر روشن در وسع دید است و نگرشی ژرف به گیتی که ملأئی است از خرافه، و البته تو پنداری که خرافه نیست و بشر را عقلی است ناقص و هوشی است باطل و طاعت خدائی واجب، قرب امرش اعتلای فضیلتی است دنیوی و اجری است اخروی، که قرین حوری و غلمان نعمی است از نعمات بی‌کران او.

از اندیشه گوئی و القای جهل کنی؟ سخن از دانش غرب گوئی و آدم را ابوالبشر دانی؟ از عقل گوئی وخدا را و خرد را یکجا کنی؟ و نیک می‌دانیم که خرد و خدا یکجا نگنجند.

کوشش می‌کنی که زیرکانه باور خویش را حقیقتی پنداری و می‌دانم که نقش تفکر تو و امثال فرنگ رفتگانی مانند شما بسیار مخربتر از خامنه‌ای هستند، او جلادی است و جلادی‌اش را عیان کند و شما جلادپروری را موزیانه پرورش می‌دهی.

فرزند رنجور ایران

6/20/10

تناقضات قرآن در داستان نوح.

الله در داستان نوح و هنگام طوفان، بیان می‌نماید که ما به نوح گفتیم که از هر حیوانی دو تا دو تا (جفت) را در کشتی قرار بده زیرا قرار است کل کره‌ی زمین را آب فرا گیرد. نوح هم همه‌ی حیوانات را طبق دستور الله به کشتی آورد؛ پرسش:

1- جانورانی که در این منطقه نبودند را از کجا و چگونه به کشتی آورد؟

2- حیوانات قطبی چگونه تو کشتی جا داد؟

3- اگر از هرکدام تنها جفتی را آورد، پس غذای جانوران درنده مانند شیر چه بود؟

4- آیا این جانوران مختلط بودند یا هرکدام در قفسی مخصوص نگهداری می‌شدند؟

5- آیا پرندگان هم در این کشتی بودند؟

شرح مفصل این داستان از نظر قرآن

6/18/10

سبزالهی یعنی چه؟ جناب مدعی آزادی بیان!

من با ذات اسلام مخالفم ، اما هیچگاه خود را دشمن این دین نمی‌دانم. کسانی مانند من از دو سو مورد بی‌مهری قرار می‌گیرند، من از مسلمانان که عقایدشان را به چالش می‌کشم، گله‌ای ندارم؛ اما شما و کسانی که خود را پایبند سکولاریسم می‌دانند، مگر سکولاریسم یعنی تا می‌تونی به دینداران اتهام بزن؟

این لفظ سبزالهی که به بخشی از برادران و خواهران مسلمان مبارز با این رژیم خون‌آشام می‌گوئید یعنی چه؟ آیا با هدف تمسخر آنان نیست؟ دارند علنا توهین می‌کنند و اگه اعتراض کنی باز با توهین پاسخت رو می‌دهند.

ما باید بپذیریم که بخش بزرگی از این مبارزان، مسلمانان پاکدلی هستند که این رژیم در حق آنان هم ستم را روا می‌دارد؛ پس آستانه‌ی تحملمان را بالا ببریم و به مخالفانمان توهین نکینم.