12/11/10

عجب معجزه‌ای داره زره رسول الله!


کلینی در اصول کافی بیان می‌نماید که یکی از صفات ائمه این است که اگر ائمه زره رسول الله  را بپوشند، اندازه‌ی آنان می‌شود؛ ولی اگر کس دیگری این زره را بپوشد، خواه کوتاه قد باشد و یا بلند قد، یک وجب از او بلندتر باشد)اصول کافی/کتاب الحجه/باب موالید الائمه(
من هر چی فکر کردم، تو عقلم نگنجید که چطور این ممکنه!؟
اگر مسلمینی پاسخ این معما را می‌داند، لطفا بیان نماید تا بیشتر معجزات اسلام شناخته گردد، شاید هم دانش ما ناقص است و آینده پاسخ داده خواهد شد!

برای دیدن معجزات از این دست، اینجا را کلیک کنید.

جمهوری اسلامی شکنجه کردن را از رسول الله آموخته است.


مؤمنین مسلمان مخالف رژیم حاکم بر کشورمان و کسانیکه تصور چهره‌ی رحمانی از این دین را تبلیغ می‌کنند، همواره رفتار جمهوری اسلامی با مخالفان عقیدتی خویش را خلاف اسلام تصور می‌نمایند؛ ایشان از اسلام تنها چهره‌ی رحمانی‌اش را می‌بینند و در محمد ابن عبدالله شخصیت فوق بشری را مشاهده می‌کنند. قطع به یقین آگاهان این دین از خوی جنایت‌پیشگی این شخصیت آگاه هستند! او در زمانیکه ضعیف بود، چهره‌ی کاملا انسانی و مظلومی از خود به جا گذاشته است، همین امر مستمکی برای مغالطه‌ی این گروه از دوستداران اسلام می‌باشد؛ خیلی دور از عقل و منطق است که کسی نداند "اسلام مجوز تجاوز جنسی و سایر جنایت‌هائی که در رژیم کنونی کشورمان را مشاهده می‌کنیم، صادر کرده است!
 یکی از روش‌های اعتراف گیری این رژیم، شکنجه کردن است. اما آیا محمد ابن عبدالله هم چنین کارهائی را انجام داده است؟
متن زیر برگرفته از تاریخ طبری است، بخوانید تا محمد را بیشتر بشناسید:

کنانه بن ربیع بن ابی الحقیق را که گنج بنی نضیر پیش او بود به نزد پیغمبر آوردند و محل گنج را از او پرسیدند و کنانه انکار کرد و آنگاه یکی از یهودیان را پیش آوردند که گفت:" امروز کنانه را دیدم که اطراف فلان خرابه می‌گشت."
پیغمبر به کنانه گفت: اگر گنج را پیش تو پیدا کردم تو را بکشم؟
کنانه گفت آری.
پیغمبر بگفت تا خرابه را بکندند و قسمتی از گنج را آنجا یافتند، پیغمبر از باقیمانده‌ی آن پرسید و کنانه از تسلیم آن دریغ کرد، پیغمبر او را به زبیر بن عوام سپرد و گفت: "عذابش(شکنجه‌اش) کن تا آنچه را پیش اوست بگیری" و زبیر چنان با مشت به سینه‌ی او کوفت که نزدیک بودجان بدهد. انگاه پیغمبر او را به محمد بن مسلمه داد که به انتقام برادر خود محمد بن مسلمه گردنش را بزند.....( تاریخ طبری صفحه 1145)

12/10/10

شباهت‌ها و تفاوت‌های دو ولی امر مسلمین، امام خامنه‌ای و امیرالمؤمنین یزید.


شباهت‌ها:
1-      هر دو خود را ولی امر مسلیمن جهان نامیده و می‌نامند.
2-      هر دو جانشین شیاد پیش از خود شدند.
3-      هر دو از نیروی نظامی بی‌رحمی بهر برده و می‌برند.
4-      هر دو مسکرات بخشی از وجودشان بوده و هست، یکی تلخ‌وش و دیگری تریاک.
5-      هر دو شاعران درباری زیادی گردشان شعر گفته و می‌گویند. (البته یزید خودش هم شاعر بود)(1)

اما تفاوت‌ها:
1-      سربازان یزید با کسانی جنگیدند که خواهان خلعیت امیرالمؤمنین زمان بودند و نیروهای خامنه‌ای کسانی را کشتند که با یکی از امراء او مخالفت می‌کردند.
2-      سربازان یزید حتی فکر تجاوز جنسی به پسران، دختران و خواهران حسین و کسانیکه با او آمده بودند را نیز نکردند و نیروهای خامنه‌ای وحشیانه‌ترین تجاوزات جنسی را نسبت به دستگیرشدگان دختر و پسر انجام دادند.
3-       سربازان یزید تنها کسانی را کشتند که بر رویشان شمشیر کشیده بودند و نیروهای خامنه‌ای مردمی کشتند که با دست خالی به خیابانها آمده بودند، آن هم ساکت.
4-      سربازان یزید زینب را آزاد گذاشته بودند که حتی به امیرالمؤمنین یزید هر چه می‌خواهد بگوید و نیروهای خامنه‌ای "تو گفتن" به او را نیز تحمل نمی‌کنند.
5-      جناب یزید زینب را به حضور پذیرفت تا از آنچه که بر سرش گذشته، بازگو نماید؛ خامنه‌ای به مادران کشته‌شدگان حتی اجازه‌ی مراسم ترحیم فرزندانشان را نیز نداد.
خود قضاوت کنید، امام خامنه‌ای ستمگرتر است یا امیرالمؤمنین یزید ابن معاویه؟
========================
(1) این بیت شعر از اوست:
 انا المسموم ما عندی، به تریاق و لاراق 
ادر کأساً و ناولها الا یا ایها الساقی

اگر مدفوع امام حسین بوی مشک داشت!


در روایتی معتبر در معتبرترین کتاب حدیث – اصول کافی – بیان شده است که مدفوع ائمه بوی مشک دارد.
امام حسین هم  توسط سربازان یزید کشته شد.
 پرسشی که به ذهن می‌رسد:
چرا آنها جسدش رو برای استفاده از این ماده‌ی حیاتی تکه تکه نکردند؟ مگر بی‌رحم نبودند؟ 

12/8/10

محمد، جنایتکاری که از نو باید شناخت.


اینقدر این مسائل را بیان خواهم کرد تا وجدانها بیدار شوند.

به جرأت می‌توان گفت که اکثریت قریب به اتفاق مسلمانان، تنها بعد خاصی از شخصیت این مرد را شناخته‌اند؛ او انسان عجیبی بود.
به وی هفت(1) فرزند نسبت می‌دهند که همه بجز ابراهیم که از ماریه - کنیز مصری - است بقیه فرزندانش از خدیجه بودند، به ابراهیم اتهام زنازاده بودن را مطرح می‌کردند، زیرا کوچکترین شباهتی به او نداشت. از میان سایر فرزندانش به نظر می‌رسد که تنها به فاطمه علاقه داشت و او را پاره‌ی تن خویش می‌دانست، اظهار لطفی که به فاطمه دارد، انسان را به این فکر می‌اندازد که چرا او به سایر فرزندانش مهر و محبتی که به فاطمه داشت، از خود نشان نمی‌داد؟ آیا در مورد آنان گمان خاصی داشت؟ البته برای بررسی جامع این موضوع که می‌تواند موضوع مهمی در بعد شخصیت شناسی محمد باشد، تحقیق جامعی صورت نگرفته است، برای به نتیجه رسیدن این تحقیقات، احتیاج به منابع زیادی است.
گذشته از مورد یاد شده‌ی بالا، می‌توان روند تدریجی تغییر با پرده‌برداری از شخصیت اصلی او را در ادامه‌ی زندگی‌اش مشاهده نمود؛ او خود را پیامبر رحمت می‌دانست، اما همین پیامبر رحمت هیچ نشانه‌ی آشکاری از تحمل مخالفان را از خود نشان نداد، اگر احساس می‌کرد که مخالفانش در استدلال دینی از او قویتر هستند، آنان را کاملا نابود می‌کرد. رفتار او با یهودیان ساکن حجاز، گواه این مطلب است. قطع به یقین جنایتهائی که محمد در قتل عام سه قبیله‌ی یهودی که در مدینه ساکن بودند مرتکب شد، حاکی از وحشیگری است و مشابه آن در تاریخ کمتر سراغ داریم. نامبرده تمام مردان یکی از این قبایل را کشت و زنان و دخترانشان را میان سربازانش تقسیم نمود و تعداد زیادی از آنان را فروخت تا بدان وسیله اسلحه بخرد، آیا کسی جنایتکاری مشابه این مرد را در تاریخ سراغ دارد؟
عدم تحمل محمد تا جائی است که دستور داد اگر کسی پس از پذیرش اسلام، از دین او روی برگردانید، کشته شود. ظالمانه‌تر از این دستور آنجائی است که تعریف مسلمان را بیان می‌نماید، از نظر او هرگاه کسی در هنگام انعقاد نطفه‌اش یکی از والدین او مسلمان باشند، مسلمان محسوب می‌شود و چنین شخصی امکان اختیار دینی غیر از اسلام را ندارد.
رفتار این مرد در رابطه با ملل مغلوب نیز نشانه‌ی بعد دیگر اوست؛ وی می‌گوید: الله برای ملل مغلوب تنها دو راه باقی گذاشته است:
1-      پذیرش اسلام و در امان ماندن جان و مالشان.
2-      پرداخت جزیه؛ جزیه به مقدار پولی گفته می‌شود که ملل مغلوب باید بعنوان خراج سالیانه به حاکم اسلامی می‌پرداختند.
راه سومی جز کشته شدن در اختیار این مردم نبود.
بعد دیگر شخصیت او شهوتران بودن وی می‌باشد، او در سکس به نظر می‌رسد که تنوع طلب بود تا جائیکه از قول خدایش – الله – می‌گوید: هر زن می‌تواند خود را به من ببخشد، البته در صورتیکه من مایل به او باشم. دردناکترین قسمت این بعد از شخصیت او زمانی است که دانسته شود او حتی رحم عروسش را  نیز نکرد و با ملغی اعلام کردن رسم پسرخواندگی، با زنی که عروسش خوانده می‌شد ازدواج نمود، و در شب زفافش با این زن بود که حکم پرده‌نشین(حجاب) بودن زنان مسلمان را از صادر می‌نماید. وی حتی به زنان مجوز روسبیگری را داده است.
البته این نکات گوشه‌ای است هر چند کوچک از زندگی این شخص.
=====================
1- القاسم
2- عبدالله
3- ابراهیم
4- زینب
5- ام کلثوم
6- رقیه
7- فاطمه



12/4/10

آیا بی‌حیاتر از این عرب‌های تحریف‌گر را دیده‌اید؟


تحریف نام خلیج فارس در موزه‌ی دبی:



و این در حالی است که:


[1965.jpg]
ای عرب! ما دین تو را از کشورمان پاک خواهیم کرد.
اخیرا هم با اعمال نفوذ و تلاشهای پشت پرده، ارتش امریکا را وادار به استفاده از نام جعلی خلیج تازی نموده‌اند.

12/3/10

الله گرامی! آسمان را رها کن تا ببینم می‌افته یا نه!


أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ سَخَّرَ لَكُم مَّا فِي الْأَرْضِ وَالْفُلْكَ تَجْرِي فِي الْبَحْرِ بِأَمْرِهِ وَيُمْسِكُ السَّمَاء أَن تَقَعَ عَلَى الْأَرْضِ إِلَّا بِإِذْنِهِ إِنَّ اللَّهَ بِالنَّاسِ لَرَؤُوفٌ رَّحِيمٌ(حج/65) آيا نديده‏اى كه الله آنچه را در زمين است به نفع شما رام گردانيد و كشتيها در دريا به فرمان او روانند و آسمان را گرفته است تا [مبادا] بر زمين فرو افتد مگر به اذن خودش [باشد] در حقيقت‏ الله نسبت به مردم سخت رئوف و مهربان است.