4/28/13

چرا برای اجرای نمایشنامه‌ی انتخابات از جیب مردم هزینه می‌کنید؟

     همگان می‌دانند که سخنان و تهدیدات حسین شریعتمداری و معروف به حسین بازجو، سخن جناب آقاست؛ حسین بازجو به نمایندگی از آغا در روزنامه‌ی ولایت‌مدار کیهان علنا خاتمی  که همیشه خود را پیرو ولایت فقیه و معتقد به آن می‌دانست تهدید نموده است؛ خامنه‌ای تحمل کسی را دارد که کاملا بله قربان گویش باشد و اگر احساس کرد که شخصی ممکن است اندکی از این امر فاصله داشته باشد به هیچ عنوان او را تحمل نخواهد کرد.
      کسی نیست به جناب خامنه‌ای بگوید، جناب ولی امر مسلمین جهان، چرا هزینه‌ی انتخابات را بر دوش ملت بدبخت ایران می‌گذارید، خودت یکی از این کسانیکه تشخیص می‌دهی بهتر از بقیه  پاچه‌خواری شما را بلد است انتخاب کن، زیرا ممکن است رای اکثریت در تشخیص میزان پاچه‌خواری اشتباه باشد:

پاچه خواران
     برای رسیدن به دمکراسی راهی جز نقد دین و شکستن تابوهای دینی که در واقع پوششی هستند برای جنایت وجود ندارد.

شرط خاتمی برای شرکت در انتخابات و روش او برای نجات مردم!

انتظار خاتمی از مردم در هنگام بحران:
اصلاحات

برای رسیدن به دمکراسی راهی جز نقد دین و شکستن تابوهای دینی که در واقع پوششی هستند برای جنایت وجود ندارد.

بنوازید و تا ویرانی کامل ایران به نواختن ادامه دهید، زیرا ما ملت همیشه در صحنه هستیم.

ارکستر سمفونیک ملی در سال حماسه اقتصادی
حماسه اقتصادی

4/24/13

اگر الله از عرشش پائین بیاید و جنتی هم او را تأیید صلاحیت کند من در این انتخابات شرکت نخواهم کرد.

       کشورم را متعلق به موجودی موهوم به نام امام زمان می‌دانند، خامنه‌ای هم به عنوان نایب بر حق این امام وهمی که خود در ته چاه پنهان شده معرفی می‌کنند و او را ولی فقیهی می‌دانند که بر طبق نظریه‌ی خمینی او حتی بر جان و مال مردم ولایت دارد و اختیاراتش تا جائی است که حتی می‌تواند حرام خدایشان، الله را حلال و حلالش را حرام نماید؛  آیا کسی متصور است که در از دل این ایدوئولوژی دمکراسی بیرون بیاید؟  آیا دمکراسی با حکومت اسلامی و قانونی که آنان را ازلی و نوشته‌ی خدا می‌دانند سازگار است؟ چگونه می‌شود سخن از جمهوری زد و همزمان خود را تابع بی چون و چرای خامنه‌ای دانست؟ نامزدهای انتخاب ریاست جمهوری اسلامی دو گروهند، یا تابع به قول الله کالانعام خامنه‌ای هستند که در این صورت تأیید شده و از میان آنان یکی برگزیده خواهد شد و یا مخالف که در این حالت جنتی و دار و دسته‌اش به او اجازه شرکت در نمایشنامه‌‌ای که خامنه‌ای کارگردان آن است را نخواهند داد؛ پس این انتخاب مانند این است که کسی برای خرید وسیله‌ای نقلیه به باز خرفروشان برود و در آنجا هم خری چند را به او نشان دهند تا از میانشان یکی از برگزیند.
     برای رسیدن به دمکراسی باید مراحل پیش نیاز آن طی گردد و به نظر برای رسیدن به این هدف در جامعه‌ی خرافه‌ زده‌ی ایران که مردم آن برای گرفتن حاجت به امام و امزادگان مرده مراجعه می‌کنند راهی جز تلگنر زدن و شکستن تابوهای دینی به قصد بیدار کردن مغزشان از خواب مصنوعی که آخوند و ملا او را در این حالت نگه داشته‌اند وجود ندارد.
..............................................

منظور از عرش الله در قرآن چیست؟ آیا به معنی تخت پادشاه است؟



4/1/13

رحیم مشائی ترور شد

      رادیو جوان لحظاتی پیش اعلام کرد که اسفندیار رحیم مشائی در حالی که قصد ورود به نهاد ریاست جمهوری را داشت توسط فردی ناشناس ترور شد و در راه انتقال به بیمارستان درگذشت، این رادیو به جزئیات این خبر نپرداخت، هنوز تلویزیون رسمی جمهوری اسلامی این خبر را تأیید نکرده است، باید منتظر اخبار تکمیلی ماند.

3/22/13

وای به روزی که بمب اتمی بدست فاشیست‌های اسلامی حاکم بر کشورمان بیفتد.

    خامنه‌ای در سخنرانی خود در کنار گور امام رضا بیان کرد که اگر اسرائیل به ایران حمله کند هیفا و تل آویو را با خاک یکسان خواهد کرد؛ این سخن به نظر معنادار است؛ ملایان حاکم بر کشورمان خود را پیرو اسلام می‌دانند، دینی معتقد است برای اجرای عدالت باید جنگید و ریختن خون غیر مسلمانان را جایز می‌داند، احمدی‌نژاد می‌گوید بهار خواهد آمد، همگان می‌دانیم که منظور چیزی جز بستر سازی برای ظهور امام زمانشان نیست، در عقیده‌ی آنان او زمانی خواهد آمد که جهان پر از بلوا و آشوب باشد او خواهد آمد و از هر 1000 نفر ساکن کره‌ی زمین 999 نفرشان را خواهد کشت، این موضوع جزء عقیده‌ی مسلم شیعه است و در چندین کتاب مرجعشان آمده است.
      اکنون موارد بالا را به احتمال دستیابی ملایان به بمب اتمی اضافه کنید، نتیجه چه خواهد بود! آیا چیزی جز فلاکت برای ایران و ایرانی؟ زیرا اسلامگریان به وعده‌ی دین و خدایشان باور دارند و استباطشان چیزی جز رهبری دین و عقیده‌ی‌شان بر جهان نیست آنان معتقدند عدالت واقعی زمانی برپا خواهد شد که عقیده‌ی آنان بر جهان حاکم گردد و این چیزی جز اعتقاد فاشیستها نیست.

بر طبق تمام تعریف‌هائی که از فاشیسم صورت گرفته است، ایده‌ای است دارای بعدی روحانی که به فردی خاص منتقل می‌گردد.
 در اسلام، همه‌ی مردم ملزم به پیروی از الله هستند، از آنجائیکه این خدا با هیچ کسی ارتباطی ندارد و مفهومی است کاملا ذهنی، لذا رهبر اسلام سخنان خود را سخنان او می‌داند، در اسلام او کسی است که از روی هوا سخنی را بر زبان جاری نمی‌کند و تمام سخنانش وحی خداوندی است:
 بر طبق آموزه‌های اسلامی، فرد فرد جامعه باید در راستای محمد قرار گیرند تا به بُعدی فرازمینی که در او وجود داشت برسند، هر گونه کژی در این راستا برابر است با نابودی، اگر فردی پس از قرار گرفتن در این مسیر از آن روی‌گردان شد، او از مفهوم انسانی که الله برای خلقتش در نظر گرفته است، خارج گردیده و به موجوی پست "پست‌تر از هر پستی" تبدیل می‌گردد که وی را مرتد می‌نامند، کسی که باید به زندگی‌ فردی‌اش پایان داد، اگر شخصی در اساس از پذیرش او بعنوان موجود فرازمینی و کسی که با خدا متصل است امتناع ورزد، مانند جانورانی است که چند روزی در این جهان می‌چرد و از حقوقی پائین‌تر از رستگاران(مؤمنین به او) برخوردار خواهد بود، پس محمد در تعریف فاشیسم کاملا می‌گنجد.
اکنون که محمد در میان امت اسلامی نیست این اختیارات به چه کسی واگذار می‌گردد؟...
مقایسه‌ی اسلام و فاشیسم


3/1/13

تجزیه طلب، آذربایجان بخشی جدا نشدنی از هویت ایران است، تو کوچکتر از آنی که هویت تاریخی ملتی را تغییر دهی!



     جناب تجزیه طلب، آذربایجان پاره‌ی تن ایران بوده و خواهد بود ؛ مگر تو می‌توانی خدشه‌ای به این جسم پاک وارد کنی؛  اگر توانستی اسطوره‌ی پاکی و نجابتی که زاده‌ی سرزمین ایران است، زرتشت بزرگ، را از ایران بگیری، خواهی توانست ایران عزیز ما را تجزیه نمائی؛ زیرا زایش او با نام آذربایجان عجین است.(1)
 آیا می‌دا‌نی تقدس دریاچه‌ی ارومیه بخاطر کیست؟
   واژه‌ی آذربایجان آمیخته با فرهنگ و تاریخ ایران است؛ مگر می‌شود تاریخ ملتی را دزدید؟:


 كیخسرو پیش از نشستن بر تخت شاهی، همراه با پدربزرگ خود كیكاوس به سوی خاك آذرگشسب (آذربایجان) روان می‌شود تا در محراب، آغاز سلطنت خود را متبرک و از خداوند در اداره‌ی امور كشور یاری بخواهد:
چنین گفت خسرو به كاوس شـاه / كه جز كردگار از كه جوییم راه
بدو گفت: ما هم‌چنین با دو اسب / بتازیم تا خاك آذرگشسب
سر و تن بشوییم با پا و دست / چنان چون بود مرد یزدان پرست
به زاری، آیا كردگار جهان / به زمزم كنیم آفرین جهان
بباشیم در پیش یزدان به پای / مگر پاك یزدان بود رهنمای
و یا:


به یك ماه در آذر آبادگان / ببودند شاهان و آزادگان
وز آن جایگه لشكر اندر كشید / سوی آذرآبادگان بركشید

و آتشکده‌ی آذرگشسب همان آتشکده‌ای است که در تخت سلیمان کنونی قرار دارد و رژیم اسلامی در نابودی آن کوشاست.
    آذربایجانی‌ها مانند سایر اقوام ایرانی، ایرانی ترین ایرانیان هستند؛ مگر می‌شود سر را از تن جدا کرد بدون اینکه هم سر زنده بماند و هم تن؟
تجزیه‌طلب، تو خوب می‌دانی که نبرد ایرانیان با ترکان عثمانی در کجا صورت گرفت و چه کسانی بزرگترین حافظان این خاک بودند. 
و اکنون رژیم بی هویت بیگانه پرست حاکم بر کشورمان همسو با تجزیه طلبان سعی در نابودی تاریخ ایران و ایرانی دارند تا یکی سر سپردگی‌اش به تاریخ اعراب را نشان دهد و دیگری مزدوری خیانتکاران 
     برای دیدن مطالب مربوط به نقش و تأثیر ادیان ایران باستان در شکل گیری  اسلام، اینجا را کلیک کنید.
==========================
(1) مورخان زیادی مانند ابن خردادبه، بلاذری، مسعودی،  تخت سلیمان واقع در آذربایجان غربی را زادگاه زرتشت دانسته‌اند و به این مناسبت شرحی از آتشکده آذرگشسب در شیز و مقام تقدس آن نوشته‌اند.