10/1/16
9/19/16
خامنهای با استناد به حدیثی که زن را آلت جنسی میداند، دوچرخه سواری آنها را حرام کرده است.
خامنهای در فتوائی، دوچرخه سواری زنان را حرام اعلام نموده است، شاید پرسیده شود که او بر چه اصلی و با استناد به کدام حکم دینی، این فتوا را صادر کرده است.
در اصول کافی حدیثی از قول علی ابن ابیطالب روایت شده که در آن به مردان توصیه شده که زنها را بر پالانها سوار نکنند، منظور از سوار شدن بر پالان، سوار شدن بر حیواناتی مانند اسب و الاغ است به گونهای که زنها دو پای خود را بر دو طرف پالان قرار ندهند، زیرا سبب تحریک جنسی آنها میشود.
آقای ایت الله خامنهای با قیاس، این موضوع را به دوچرخه سواری خانمها بسط داده است؛ نکتهی قابل تأمل در این حدیث، زن را با آلت جنسی یاد کردن است، درست مانند افراد لات کوچه و بازار که زن را ... میدانند:
امام علی (ع): واژن ها (زن ها) را بر پالانها قرار ندهید؛ زیرا هیجانشان را در ارتکاب گناه زیاد میکنید. (الکافی / جلد 5 / صفحه 516) (منظور از پالان ها، سوار شدن برالاغ یا اسب با حالتی که ما امروزه سوار دوچرخه میشویم). متن عربی حدیث به همراه سایر احادیث زن ستیزانه از علی
در اصول کافی حدیثی از قول علی ابن ابیطالب روایت شده که در آن به مردان توصیه شده که زنها را بر پالانها سوار نکنند، منظور از سوار شدن بر پالان، سوار شدن بر حیواناتی مانند اسب و الاغ است به گونهای که زنها دو پای خود را بر دو طرف پالان قرار ندهند، زیرا سبب تحریک جنسی آنها میشود.
آقای ایت الله خامنهای با قیاس، این موضوع را به دوچرخه سواری خانمها بسط داده است؛ نکتهی قابل تأمل در این حدیث، زن را با آلت جنسی یاد کردن است، درست مانند افراد لات کوچه و بازار که زن را ... میدانند:
امام علی (ع): واژن ها (زن ها) را بر پالانها قرار ندهید؛ زیرا هیجانشان را در ارتکاب گناه زیاد میکنید. (الکافی / جلد 5 / صفحه 516) (منظور از پالان ها، سوار شدن برالاغ یا اسب با حالتی که ما امروزه سوار دوچرخه میشویم). متن عربی حدیث به همراه سایر احادیث زن ستیزانه از علی
9/15/16
هممیهنانمان را دریابیم، حکم اعدام برای دو تن به اتهام بدگوئی محمد.
کمپین
بینالمللی حقوق بشر در ایران از صدور حکم اعدام برای سینا دهقان و محمد نوری به اتهام سب النبی از راه نوشتن مطالبی روی شبکههای اجتماعی خبر داد.
متأسفانه در کشورمان هرگونه انتقاد از شخصی
جانی به نام محمد را سب النبی تلقی میکنند و تاب دیدن زندگی ما را ندارند، ایشان
میخواهند با روش همین جانی، کشور را اداره نمایند، جانی که از بزرگترین جانیان
تاریخ بشر است و پیروانش همچنان طبق دستور او جنایت میکنند، اگر به این جانی با
الفاظی که استحقاقش را دارد خطاب کنیم، سزایمان مرگ است؛ آثار تخریبی این مرد بر
ایران از چنگیزخان هم بیشتر است، آیا اگر به چنگیزخان الفاظی مانند جانی به کار ببریم
و یا حتی او را طبق رفتاری که با پیشنیان ما کرده است، بد بگوئیم، باید کشته شویم؟ مانند این است که
فرانسویان مجازات توهین و یا حتی دشنام به هیلتر را مرگ بدانند!
برمیهنمان نوادگان همان محمد جانی حکومت میکنند
که سعی دارند هر صدائی که او را با عنوان واقعیاش خطاب کند را نه تنها خفه که
نابود کنند.
دوستانی
که در کانالهای تلگرامی و از درون کشور فعالیت دارند، توجه کنند که این کانال
امنیت ندارد و هر لحظه امکان شناسائی شما وجود دارد؛ اگر هر نفر ما چراغی را در
این کشور خرافه زده به دست گیرد، بدون شک کل کشور روشن خواهد شد، در آن صورت است
که تاریکی خود به خود نابود میگردد.9/14/16
جناب ظریف، عقیدهی خمینی 100 بار خطرناکتر از محمد ابن عبدالوهاب است.
جناب محمد جواد ظریف در یاداشتی در روزنامه نیویورک تایمز میگویند که جهان باید از افکار وهابیت پاکسازی شود؛ منظور او از افکار وهابیت احتمالا دیدگاههای محمد ابن عبدالوهاب در مورد اسلام است.
در ایران از بس که وهابی وهابی گفته شده، در دید مردم، محمد ابن عبدالوهاب نماد تمام نمای شیطان جلوه کرده است، راز این بدگوئی از او را باید در بیان عقایدش جست؛ او با استناد به آیات قرآن معتقد بود که دعا و طلب نیاز غیبی به جانب غیر الله شرک است و کسی که چنین کاری را انجام دهد دارای عقاید شرکآمیز میباشد، او با دلایل بسیار محکمی از قرآن این نظراتش را بیان میکند.
همین موضوع کافی است تا فرقهای که خود را در معرض اتهام میبیند موضع گیری نماید و بدترین اتهامات را به او وارد نماید، بر خلاف آنچه که در ایران گفته شده، در هیچ جا از کتاب توحید محمد ابن عبدالوهاب، شیعه را کافر ندانسته و بر خلاف باور رایج در ایران در هیچ جا از از نظراتش خشونتی دیده نمیشود، او و کسانی مانند ابن تیمیه به افکاری از اسلام تعلق داشتند که اصطلاحا مسلمان سنتی دانسته میشوند، وی تا بدانجا با خشونت مخالف بود که معتقد بود اگر حتی ظالمی بر شما حکومت کند و شدت ظلمش تا بدانجا باشد که اموال شما را به زور غصب کند، باز تابعش شوید؛ در هیچ جا از نظراتش کوجکنرین ترویج به شورش دیده نمیشود..
اکنون دیدگاه محمد ابن عبدالوهاب را با نظرات ولایت فقیهی خمینی مقایسه کنیم؛ خمینی معتقد بود که سه تن از نخستین خلیفههای محمد به اضافه همسرش، عایشه ازخوک پستترند، آیا راز نفرت از شیعه در میان اهل سنت در این موضوع نیست؟ او به دخالت دین در تمام امور اعتقاد داشت و ولی فقیه را بالاتر از قانون و در ردیف امام زمانش میدانست، دستوراتی که این جانی برای اعدامها در ایران داده است در تاریخ معاصر جهان اسلام از هیچ رهبری سر نزده است، او اعدامهایش را مطابق با سنت محمد میدانست و معتقد بود که همانگونه که پیامبر از قوم بنی قریظه را در یک روز بیش از 700 نفر را گردن زد، ما هم برای بقای نظام باید مانند رسول الله باشیم، خشونت در ذات خمینی بود؛ او پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران اعلام کرد که قصد صدور انقلاب را دارد، خشونت کور در خاورمیانه از این نقطه به صورت لجام گسیختهای آغار گردید.
جناب ظریف، چه کسی با حمله انتحاری به مقر تفنگداران آمریکائی در بیروت تأثیر مخرب اینگونه حملات را به جهانیان نشان داد؟ آیا همین حمله اولین حمله انتخاری بزرگ نبود؟ چه گروهی عامل این حمله بود؟ مگر غیر از حزب الله؟ ایا جمهوری اسلامی با افتخار از آن حمله یاد نمیکرد؟
محمد ابن عبدالوهاب و خمینی هر دو مسلمانان معتقدی بودند، ولی با نگرشی متفاوت به دین؛ خمین بیشتر به جنبههای خشونت بار اسلام تأکید میکرد و محمد ابن عبدالوهاب به پالایش عقیده از شرک.
جناب ظریف، کسانی از اهل سنت که طرفدار خشونت بودند همگی مورد تأیید نظام هستند، افرادی مانند سید جمال الدین افغانی و محمد عبده و ..... جناب ظریف، آیا سید قطب را میشناسی؟ همان کسی که تفسیر فی ظلال قرآن را نوشته است، او از طرفداران خشونت بود و خامنهای چند جلد از کتبش را ترجمه کرده بود، اگر نمیشناسی از اقایت بپرس تا به تو بشناساند.
حناب ظریف، کسرویها را در ایران چه کسانی ترور کردند؟ نواب صفوی این جانی کیست که نامش بر خیابانی بزرگ در تهران گذاشته شده؟ خلخالی چه عقایدی داشت؟ ....
جناب ظریف، در حال حاضر داعش نماد تمام نمای اسلام خشن است، اما پرسش: آیا کسی ادعا کرده که داعش به مردان اسیر تجاوز کرده است؟ در کهریزک ولایت فقیه چه اتفاقی افتاد؟
در کدام گزارش آمده است که داعش پیش از اعدام دختران دوشیزه، به آنان تجاوز می کرد آن هم به این دلیل که ممکن است به بهشت بروند؟ داعش اگر زنان را به کنیزی میگرفت، این اقدامش دقیقا مطابق با دستورات و مجوزهای قرآن و رفتار محمد بوده است، ماجرای تجاوز محمد به ریحانه، و صفیه هم دقیقا در همین راستاست؛ پیروان خمینی نه تنها از داعش بلکه از محمد ابن عبدالله هم جلو زده بودند.
اندکی به خود بیا، تخم کینه را در منطقه ترویج نکن و واقعیت را آنگونه که هست ببین نه آنگونه که دوست داری!
البته راز بدبختی تمام منطقه را باید در اسلام این دین جنایتزا جست، محمد به صراحت گفته است که مسلمانان باید غیر مسلمانان را هر جائی که یافتند بکشند.
در ایران از بس که وهابی وهابی گفته شده، در دید مردم، محمد ابن عبدالوهاب نماد تمام نمای شیطان جلوه کرده است، راز این بدگوئی از او را باید در بیان عقایدش جست؛ او با استناد به آیات قرآن معتقد بود که دعا و طلب نیاز غیبی به جانب غیر الله شرک است و کسی که چنین کاری را انجام دهد دارای عقاید شرکآمیز میباشد، او با دلایل بسیار محکمی از قرآن این نظراتش را بیان میکند.
همین موضوع کافی است تا فرقهای که خود را در معرض اتهام میبیند موضع گیری نماید و بدترین اتهامات را به او وارد نماید، بر خلاف آنچه که در ایران گفته شده، در هیچ جا از کتاب توحید محمد ابن عبدالوهاب، شیعه را کافر ندانسته و بر خلاف باور رایج در ایران در هیچ جا از از نظراتش خشونتی دیده نمیشود، او و کسانی مانند ابن تیمیه به افکاری از اسلام تعلق داشتند که اصطلاحا مسلمان سنتی دانسته میشوند، وی تا بدانجا با خشونت مخالف بود که معتقد بود اگر حتی ظالمی بر شما حکومت کند و شدت ظلمش تا بدانجا باشد که اموال شما را به زور غصب کند، باز تابعش شوید؛ در هیچ جا از نظراتش کوجکنرین ترویج به شورش دیده نمیشود..
اکنون دیدگاه محمد ابن عبدالوهاب را با نظرات ولایت فقیهی خمینی مقایسه کنیم؛ خمینی معتقد بود که سه تن از نخستین خلیفههای محمد به اضافه همسرش، عایشه ازخوک پستترند، آیا راز نفرت از شیعه در میان اهل سنت در این موضوع نیست؟ او به دخالت دین در تمام امور اعتقاد داشت و ولی فقیه را بالاتر از قانون و در ردیف امام زمانش میدانست، دستوراتی که این جانی برای اعدامها در ایران داده است در تاریخ معاصر جهان اسلام از هیچ رهبری سر نزده است، او اعدامهایش را مطابق با سنت محمد میدانست و معتقد بود که همانگونه که پیامبر از قوم بنی قریظه را در یک روز بیش از 700 نفر را گردن زد، ما هم برای بقای نظام باید مانند رسول الله باشیم، خشونت در ذات خمینی بود؛ او پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران اعلام کرد که قصد صدور انقلاب را دارد، خشونت کور در خاورمیانه از این نقطه به صورت لجام گسیختهای آغار گردید.
جناب ظریف، چه کسی با حمله انتحاری به مقر تفنگداران آمریکائی در بیروت تأثیر مخرب اینگونه حملات را به جهانیان نشان داد؟ آیا همین حمله اولین حمله انتخاری بزرگ نبود؟ چه گروهی عامل این حمله بود؟ مگر غیر از حزب الله؟ ایا جمهوری اسلامی با افتخار از آن حمله یاد نمیکرد؟
محمد ابن عبدالوهاب و خمینی هر دو مسلمانان معتقدی بودند، ولی با نگرشی متفاوت به دین؛ خمین بیشتر به جنبههای خشونت بار اسلام تأکید میکرد و محمد ابن عبدالوهاب به پالایش عقیده از شرک.
جناب ظریف، کسانی از اهل سنت که طرفدار خشونت بودند همگی مورد تأیید نظام هستند، افرادی مانند سید جمال الدین افغانی و محمد عبده و ..... جناب ظریف، آیا سید قطب را میشناسی؟ همان کسی که تفسیر فی ظلال قرآن را نوشته است، او از طرفداران خشونت بود و خامنهای چند جلد از کتبش را ترجمه کرده بود، اگر نمیشناسی از اقایت بپرس تا به تو بشناساند.
حناب ظریف، کسرویها را در ایران چه کسانی ترور کردند؟ نواب صفوی این جانی کیست که نامش بر خیابانی بزرگ در تهران گذاشته شده؟ خلخالی چه عقایدی داشت؟ ....
جناب ظریف، در حال حاضر داعش نماد تمام نمای اسلام خشن است، اما پرسش: آیا کسی ادعا کرده که داعش به مردان اسیر تجاوز کرده است؟ در کهریزک ولایت فقیه چه اتفاقی افتاد؟
در کدام گزارش آمده است که داعش پیش از اعدام دختران دوشیزه، به آنان تجاوز می کرد آن هم به این دلیل که ممکن است به بهشت بروند؟ داعش اگر زنان را به کنیزی میگرفت، این اقدامش دقیقا مطابق با دستورات و مجوزهای قرآن و رفتار محمد بوده است، ماجرای تجاوز محمد به ریحانه، و صفیه هم دقیقا در همین راستاست؛ پیروان خمینی نه تنها از داعش بلکه از محمد ابن عبدالله هم جلو زده بودند.
اندکی به خود بیا، تخم کینه را در منطقه ترویج نکن و واقعیت را آنگونه که هست ببین نه آنگونه که دوست داری!
البته راز بدبختی تمام منطقه را باید در اسلام این دین جنایتزا جست، محمد به صراحت گفته است که مسلمانان باید غیر مسلمانان را هر جائی که یافتند بکشند.
8/24/15
راه رسیدن به دموکراسی واقعی در ایران چیست؟ دشنام به اصلاح طلبان حکومتی؟
رسیدن به دموکراسی پیش زمینه میخواهد و پیش زمینهی آن چیزی جز این نیست که تمامی افراد جامعه، سایر هممیهنانشان را به یک دید نگاه کنند، دید انسانی؛ چیزی که در ادیان مطلقا وجود ندارد؛ در ادیان انسان واقعی تنها پیروان آنان محسوب میشوند.
روند دموکراسی در اروپا تنها پس از قرون وسطی و آغار دوران رنسانس به تدریج آغاز گردید و تا اکنون نیز ادامه دارد، در آمریکا که نماد دموکراسی است تا چند دهه پیش، زنان حق رأی نداشتند و پیش از آن برده داری وجود داشت؛ انقلاب کبیر فرانسه نزدیک به 200 سال پس از آغاز رنسانس و به حاشیه رفتن دین پیروز شد و نتیجهاش دیکتاتوری ناپلئونی بود.
کسانی که میخواهند ایران ره چندین و چند ساله را یک شبه طی کند، قطعا نه ماهیت تاریخ را میشناسند و نه اسلام را، پتانسیلی که این دین برای جنایت دارد بسیار بیشتر از مسیحت است، برای رسیدن به دموکراسی نخست باید مردم را از ماهیت این دین آگاه نمود، اکنون جامعه اسلامی در دوران قرون وسطی به سر میبرد، حکومت ملاها بر جان و مال مردم در تمام کشورهای اسلامی همچنان ادامه داد، هیچ کشوری که در ظاهر دموکراسی دارد نتوانسته از قوانین اسلام خود را رها سازد، در تقربیا تمامی این کشورها قانون مدنی اسلام حاکم است و تمام قوانین بر همین مبنا نوشته شده است؛ هیچ روشنفکری جرأت نقد اسلام به صورت علنی را ندارد و اگر چنین کند یا به صورت رسمی کشته میشود و یا توسط پیروان متعصب این دین مُثله خواهد شد؛ مسلمانان هنوز به آن سطح از تولرانس (مداراگری) نرسیدهاند که تحمل کشیدن حتی کاریکاتور محمد را داشته باشند، هنوز با خطبه خواندن ملاهاست که دختر و پسر به عقد هم در میآیند و نه عشق؛ اگر فرزندی خارج از چنین ازدواجی زاده شود زنازاده محسوب میشود؛ هنوز قتل ناموسی در جوامع مسلمان بیداد میکند و در کشور ما دختران و پسران را از کودکی از هم جدا میکنند، در چنین شرایطی است که دختران، پسران را گرگ و پسران، دختران را طعمه میبینند، هنوز خانوادهها مجبورند بیش از خرج عروسی، خرج کفن و دفن مردگانشان را بکنند و و و ....
آیا میتوان با چنین شرایطی به دموکراسی رسید؟ اگر هم فرضا به دموکراسی برسیم، این امر قطعا موقتی خواهند بود؛ زیرا اسلامگرایان با استفاده از دین، وارد قدرت خواهند شد و در نتیجه اساس دموکراسی را از میان خواهند بود.
کسانی که به اصلاح طلبان حکومتی می تازند، آیا جایگزینی بر این حکومت دارند؟ این رژیم اجازه تشکیل هیچ حزب واقعی را نخواهد داد، آیا اگر هدف رسیدن به 100 باشد و نتوانیم بدان دست یابیم باید به همان صفر راضی باشیم؟ آیا میخواهند که رادیکالها همچنان بر مردم حکومت کنند؟
اینکه گفته شود، هیچ فرقی میان اصلاح طلبان با رادیکالهای اصولگرای اسلامی نیست، قطعا نه اسلام شناخته شده و نه جمهوری اسلامی؛ من ترجیح میدهم 100 سال دیگر به دموکراسی واقعی برسیم تا اینکه گرگان درندهی اسلامگرا را به جان مردم بیندازیم، در حال حاضر شما شکی نداشته باشید که اگر اصولگرایان ولایت فقیهی، قدرت را از دست رفته ببینند، طبق نظریهی خمینی که ولایت دفقیه را ادامه ولایت محمد و ائمه میداند، به شیوه رهبر جانی اسلام به کشتار مردم دست خواهند زد، منظورم از بیان این مطالب این نیست که گفته باشم دست روی دست بگذاریم، میخواهم بگویم که برای رسیدن به دموکراسی راهی جز نقد دین و شکستن تابوهای دینی که پوششی هستند برای جنایت دوجود ندارد، پس بیائیم با ابزار روشنگری تیغ تیز حکومت را نرم و او را خلع سلاح نمائیم.
7/30/15
آیا هدف جمهوری اسلامی از تخریب نمازخانه اهل سنت، راه انداختن جنگ مذهبی است؟
دهههاست که اهل سنت ایران، خواهان احداث مسجدی در تهران جهت عبادت به شیوهی خویش هستند؛ این درخواست چه در زمان شاه و چه در رژیم اسلامی، هرگز برآورده نگردید.
در رژیم گذشته، فشار مراجع شیعه سبب شده بود که شاه از انجام چنین کاری خودداری نماید؛ با به ثمر رسیدن انقلاب اسلامی در ایران؛ اهل سنت از این رژیم دینی انتظار داشتند تا به آنان اجازه ساخت مسجدی در تهران را بدهد، این درخواست تاکنون نه تنها مورد توجه قرار نگرفته، بلکه رژیم اسلامی حاکم بر ایران، تحمل وجود حتی یک نمازخانه را در تهران را ندارد و در یک اقدامی که تنها مشابه آن را در گروه حکومت اسلامی یا همان داعش دیده شده، اقدام به تخریب نمازخانه اهل سنت نمود، البته تخریب مساجد اهل سنت در ایران سابقه دارد، نمونهی بارزش تخریب مسجد فیض در مشهد بود.
به نظر میرسد جناجی در حکومت، خواهان متشنج کردن فضای ایران هستند تا با تحریک شدن اهل سنت، اقدام به پاکسازی کشور امام زمان از به قول خودشان دشمنان اهل بیت نمایند، زیرا بزرگان شیعه مانند شیخ مفید اهل سنت را کافر میدانند؛ خوشبختانه سنیهای ایران به دلیل ارتباط نزدیکی که با هممیهنان شیعهی خویش دارند، نیک میدانند که افکار عمومی شیعه، نه تنها از این اقدام حمایت نمیکنند، بلکه از آن بیزارند؛ رژیم اسلامی حاکم بر ایران تاکنون دهها تن از بزرگان و شیوخ اهل سنت را ترور نموده است، ترورهائی که هیچگاه عوامل آن مشخص نشد؛ از ترور مفتیزاده و ملا محمد ربیعی در مناطق کردنشین گرفته تا شیخ محمد ضیائی و مولوی صیاد در جنوب و دکتر مظفریان در شیراز و ....
تاریخ ثابت کرده است که بزرگترین کشتار مذهبی به دست خود مذهبیان صورت گرفته است، نمونهی طالبان و داعش به اصطلاح برادران ناتنی سنی جمهوری اسلامی در حال حاضر هستند؛ این اقدامات هیچ توجیهی ندارد جز اینکه:
1- اسلام شیعه در ایران آنچنان دچار ضعف در پایه و بنیاد اسلامی خویش است که از برخورد فکری علنی با اهل سنت در پایتخت به اصطلاح ام القرای جهان اسلام میترسد.
2- جمهوری اسلامی مایل است با تحریک اهل سنت، جنگ مذهبی در ایران راه بیندازد.
در رژیم گذشته، فشار مراجع شیعه سبب شده بود که شاه از انجام چنین کاری خودداری نماید؛ با به ثمر رسیدن انقلاب اسلامی در ایران؛ اهل سنت از این رژیم دینی انتظار داشتند تا به آنان اجازه ساخت مسجدی در تهران را بدهد، این درخواست تاکنون نه تنها مورد توجه قرار نگرفته، بلکه رژیم اسلامی حاکم بر ایران، تحمل وجود حتی یک نمازخانه را در تهران را ندارد و در یک اقدامی که تنها مشابه آن را در گروه حکومت اسلامی یا همان داعش دیده شده، اقدام به تخریب نمازخانه اهل سنت نمود، البته تخریب مساجد اهل سنت در ایران سابقه دارد، نمونهی بارزش تخریب مسجد فیض در مشهد بود.
به نظر میرسد جناجی در حکومت، خواهان متشنج کردن فضای ایران هستند تا با تحریک شدن اهل سنت، اقدام به پاکسازی کشور امام زمان از به قول خودشان دشمنان اهل بیت نمایند، زیرا بزرگان شیعه مانند شیخ مفید اهل سنت را کافر میدانند؛ خوشبختانه سنیهای ایران به دلیل ارتباط نزدیکی که با هممیهنان شیعهی خویش دارند، نیک میدانند که افکار عمومی شیعه، نه تنها از این اقدام حمایت نمیکنند، بلکه از آن بیزارند؛ رژیم اسلامی حاکم بر ایران تاکنون دهها تن از بزرگان و شیوخ اهل سنت را ترور نموده است، ترورهائی که هیچگاه عوامل آن مشخص نشد؛ از ترور مفتیزاده و ملا محمد ربیعی در مناطق کردنشین گرفته تا شیخ محمد ضیائی و مولوی صیاد در جنوب و دکتر مظفریان در شیراز و ....
تاریخ ثابت کرده است که بزرگترین کشتار مذهبی به دست خود مذهبیان صورت گرفته است، نمونهی طالبان و داعش به اصطلاح برادران ناتنی سنی جمهوری اسلامی در حال حاضر هستند؛ این اقدامات هیچ توجیهی ندارد جز اینکه:
1- اسلام شیعه در ایران آنچنان دچار ضعف در پایه و بنیاد اسلامی خویش است که از برخورد فکری علنی با اهل سنت در پایتخت به اصطلاح ام القرای جهان اسلام میترسد.
2- جمهوری اسلامی مایل است با تحریک اهل سنت، جنگ مذهبی در ایران راه بیندازد.
6/17/15
زن ستیزی هویت اسلام است، از جمهوری اسلامی انتظار دارید پا روی هویتش بگذارد؟!
کسانی که گمان دارند در چارچوب آنچه که نظام الهی، مقدس و امام زمانی جمهوری اسلامی نامیده میشود، میتوان به انسانها صرفا نگاه انسانی داشت، بدون شک هنوز این دین اهریمنی را نشناختهاند، در این دین انسانها یا خودی هستند که انسان شمرده میشوند و یا غیر خودی که جانور اهلی یا به قول محمد در سخنانی که به الله منتسب نموده، کالانهام بل هم اضلند؛ از میان خودیها، اگر شما زن هستید تنها به این خاطر توسط الله، خدای اسلام، آفریده شدهاید که مایه آرامش مرد باشید، هدف از آفرینش شما تنها همین است؛ در این دین زنان اجازه ارتباط مستقیم با مردان را ندارند و وظیفهی ذاتیشان، خانهداری و تولید فرزند است، فرزندی که آنان تنها پرورش دهندهی آن هستند؛ مگر چنین نیست که محمد و علی به مردان توصیه میکنند که زنانتان را در خانه زندانی کنید، هیچ زن باسوادی در زمان حیات محمد و خلفای او در اسلام پرورش نیافت؛ زیرا محمد دستور داده که از یاد دادن سواد خواندن و نوشتن به زنان خودداری کنید.....
حال جای بسی تعجب است از برخی از دوستان که گمان دارند جمهوری اسلامی با قراءت امام زمانی از اسلام، زنان را مانند مردان انسان به حساب آورد و به ایشان اجازه ورود به ورزشگاه و دیگر اماکنی که امکان به گناه افتادن امت حزب الله وجود داشته باشد را بدهد، هنگامی که امیرالمومنین گفته من هرگاه زنان جوان را ببینم دچار حالتی خاص میشوم، قطعا احتمال دارد که امت همیشه در صحنه حزبالهی پا را از این فراتر گذاشته و به نطقه تُمانخیسان برسند که مساوی است با به لرزه درآمدن عرش رب العالمین؛ زیرا زن یعنی عورت.
وظیفهی ذاتی جمهوری امام زمانی این است که مردان به گناه نیفتند تا راه رفتن همگی انشاءالله به بهشت هموار شود.
زنان اگر مایل به رفتن به ورزشگاه هستند، جایز است لاکن بشرطها و شروطها؛ این شرطها عبارتند است:
1- کاملا ساکت شوند، زیرا صدای زن نیز عورت است.
2- خود را کاملا از نامحرم بپوشانند و به اصطلاح محجبه باشند، حجاب در هیچ جای قرآن به معنی پوشش نیامده بلکه به معنی پرده است، یعنی زنان باید پردهنشین باشند و هیچ نامحرمی را نبینند حتی بازیکنان.
از آنجائی که زنان این دوره و زمونه پا را از گلیم خویش درازتر نمودهاند و به قول امامی کاشانی بیضهی اسلام را هدف گرفتهاند پس بهتر است در خانههایشان بمانند و از تلویزیون تماشا کنند که صد البته تماشای نامحرمی که با شورت باشد خلاف شرع و نشانهی بیغیرتی مؤمنین است.
Subscribe to:
Comments (Atom)