5/30/14

فرهنگ بدوی اسلامی است که غیرت کاذب را القا می‌کند تا پدری دخترش را سر ببرد!

   کشتن دختر 18 ساله‌ی کنگاوری به دست پدرش نشان از وجود و القای چیزی است که آن را غیرت اسلامی می‌نامند، غیرتی که از فرهنگی پست ناشی از دین پست‌تر سرچشمه گرفته است، فرهنگی که اگر پسر شما با دهها دختر رابطه داشته باشد، نشان از مردانگی او دارد و اگر دختر با پسر طرح دوستی ریخت، مایه‌ی ننگ خانواده‌اش می‌باشد.
    این موضوع قطعا ریشه در فرهنگ بدوی اسلامی دارد، فرهنگی که در آن پدر می‌تواند نه تنها دختر 9 ساله‌اش که حتی دختر شیرخواره‌اش را به عقد مردی 60 ساله در بیاورد، اما دختر اجازه ندارد مالک آینده‌ی خویش باشد؛ زیرا زن و است و نیازمند قیم؛ انسانی که کالائی است جنسی در خدمت شوهر تا هم سبب آرامش او گردد و هم کشتزاری باشد تا برایش فرزند تولید کند، در این فرهنگ پست زن به هیچ عنوان مالک فرزند نیست به گونه‌ای که حتی می‌تواند بابت شیر دادن به فرزند آن مرد از وی درخواست مزد نماید، تحقیر و توهینی بالاتر از این!
   انسان قلبش به درد می‌آید هنگامی که می‌بیند روشنفکران این جامعه چشم خویش را بر روی ریشه‌ها بسته‌اند و فقط سطحی نگری می‌کنند؛ در این ماجرا نیز درست است که طرح امنیت اخلاقی رژیم ملایان واپسگرای حاکم بر میهنمان و دستگیری این دختر و اطلاع دادن این موضوع به خانواده و به دنبال آن فامیل، دلیل مستقیم این جنایت بود؛ اما ریشه‌ را باید در نگاهی دانست که پدر دوستی دخترش را با پسر بیگانه ننگ می‌داند؛ شما اگر طرح به اصطلاح امنیت اخلاقی را حذف نمائید باز قطعا در آینده شاهد چنین جنایاتی خواهیم بود، دلیل بر این مدعا آمار بالای چنین جنایاتی در جوامع اسلام زده‌ای است مانند پاکستان و افغانستان.
مگر چنین نیست که بزرگان این دین مانند آن کسی که او را مولای متقیان می‌دانند به صراحت به مردان توصیه می‌کند که زنان را در خانه زندانی نمائید تا غیر از شما کسی دیگری را نشناسند! درد است سخن گفتن از این فرهنگ پستی که عده‌ای به اصطلاح روشنفکر نما آن را حقیقت مطلق حاکم بر جهان می‌دانند.....

5/12/14

تصویب روز پسر در شورای عالی انقلاب فرهنگی

    
 به گزارش خبرگزاری حوزه، به پیشنهاد  آیت الله العظمی مکارم شیرازی و تصویب آن در شواری عالی انقلاب فرهنگی، از این پس 15 ذی الحجه، روز تولد امام دهم شیعیان، امام علی النقی به عنوان روز پسر تعیین گردید و از سال 1394 در تقویم رسمی کشور به ثبت خواهد رسید.
 آیت الله مکارم  درگفتگوئی با شبکه‌ی قرآن، هدف از این نامگذاری را چنین اعلام نمود:
   اخیراً دین ستیزان معاند اسلام با حمایت دنیای استکبار، با هدف ضربه زدن به اصل امامت، هجمه‌ای عظیم را بر این امام همام آغاز نموده‌اند تا چهره‌ی مبارک ایشان را تخریب نمایند؛ برای اینان سخت است که اولیائی از اولیاء الله بتواند در سن 8 سالگی به امامت برسد؛ امام محمد تقی به رغم داشتن پسر دیگری به نام موسی، عنایت خاصی به امام هادی داشتند و در روایت آمده که ایشان وظیفه‌ی پسری  را به اکملها در حق پدر گرامیشان انجام دادند؛ آیت الله مکارم شیرازی در ادامه افزود:
    شایسته نبود که همچنان شاهده هجمه‌های معاندان باشیم و در برابر آن سکوت نمائیم، ما با این اقدام  مشتی محکم به دهان تمامی یاوه گویان دنیای کفر و الحاد کوبانیدیم تا مکرشان به خودشان برگردد، همانگونه که قران کریم می‌فرماید "مکرو و مکرالله والله خیر الماکرین".
وی در بخش دیگری از سخنانش تصریح نمود:
   این مملکت مملکت اسلام است و همه‌ی دست اندرکاران باید تلاش نمایند تا تمامی مظاهر غیر اسلامی به اسلامی تغییر دهند و برای این کار ما با داشتن 14 معصوم ظرفیت‌های زیادی داریم که باید از تمامی این ظرفیتها استفاده بهینه گردد.

4/4/14

از کسانی که آزرده شدند پوزش می‌خواهم

   همانگونه که می‌دانیم، گروه جیش العدل اعلام نموده بود که روز 13 فروردین یکی از گروگان‌ها را خواهد کشت، مسئولان کشور هم یا سکوت را اختیار کرده بودند و یا کسانی مانند شمخانی با گفتن "به زودی جیش العدل را به خاک سیاه می‌نشانیم" اظهاراتی تحریک آمیز علیه این گروه مطرح نمودند، سخنانی که نشان از بی‌اهمیت بودن جان مرزبانان بی‌دفاعی دارد که در آن منطقه محروم و خطرناک مشغول خدمت بودند؛ در نظام فاسد جمهوری اسلامی، کسانی را به چنین مکان‌هائی اعزام می‌کنند که به اصطلاح پارتی نداشته باشند، قطعا اگر فامیل بسیار دور یکی از سرکردگان جمهوری اسلامی جزء گروگان‌ها بود، واکنش‌های سردمداران کشور به گونه‌ای دیگر رقم می‌خورد.
   جای شکی باقی نبود که اگر چنین سکوت خبری همچنان ادامه یابد، این گروه به تهدید خویش عمل خواهد نمود؛ این بود که خبر توافق با ریش سفیدان بر سر مبادله 34 نفر از زندانیانی که به نوعی مرتبط با این گروه بودند را با 4 نفر از گروگان‌های باقی‌مانده منتشر کردم، گرچه روز بعد، این خبر از سوی استاندار سیستان و بلوچستانه تکذیب گردید(1)، اما راهی برای مذاکره رسانه‌ای گشوده شد، استاندار سیستان و بلوچستان از مذاکره سخن گفت و جیش العدل از تعویق تهدید خویش در مدت انجام آن سخن به عمل آورد.
سخنی با جیش العدل
    شما مانند ما از شهروندان این کشورید و با نظام ستمگر حاکم بر کشورمان آشنائی دارید، عموم مردم ایران در جای جای این کشور، خوب‌ می‌دانند که شما به عنوان سنی بلوچ از چه ستم‌هائی رنج می‌برید! از تبعیض قومیتی گرفته تا مذهبی، من خود شاهد رسا بودن شعارهای مذهبی حکومت در امکان عمومی شهر زاهدان بوده‌ام، عزاداری‌ها را در محلات با پوشش جمعیتی مختلط از هر دو فرقه، بلندتر از جاهای دیگر برگزار می‌‎کنند؛ همه می‌دانیم که اتهام کشتن دختر پیامبر اسلام به دست خلیفه‌ی دوم راشد یکی از اختراعات جمهوری اسلامی است و هدفی جز تحریک احساسات مردم بر علیه بزرگان اهل سنت ندارند، این روز را از وفات به شهادت فاطمه تغییر دادند تا احساس مذهبی مردم برانگیخته شود؛ بیشترین فقر و بیکاری کشور در مناطق بلوچستان این استان که اکثریت سنی هستند را شاهدیم؛ هنگامی که در معابر عمومی شهر زاهدان قدم می‌زنی، شاهد تنفیر عجیب مردم بومی از غیر بلوچ هستی، مردم گمان دارند که حکومت سایر ایرانیان را بر آنها برتری داده. تاکنون در استان نه تنها یک استاندار سنی منصوب نشده که حتی یک مدیر کل سنی هم این استان به خود ندیده است، در ادارات دولتی شهر زاهدان بیشتر کارمندان آنان غیر بلوچ‌های شیعه هستند، می‌دانیم که درد شما یکی و دو تا نیست، ولی اندکی با خود خلوت کنید چرا تقاص ستم حکومت را فرد دیگری به عهده گیرد، "ولا تزر وازرة وزر اُخری" شاید بگوئید که اینان سربازان حکومت بودند، ولی همانگونه که خوب می‌دانید سربازی در حکومت نه اختیاری که اجباری است بر همه جوانان بالا 18 سال، شکی نداشته باشید که بی‌کس ترین سربازان را به مکان‌های خطرناک اعزام می‌کنند؛ قرآن می‌گوید "من قتل نفس بغیر نفس او فسادا فی الارض کانما قتل الناس جمیعا".  یقینا شما افراد دیندار معتقدی هستید، ولی بدانید که این اقدام شما گامی است در راستای بدنامی اسلام و بیزاری مردم از این دین؛ اهل سنت ایران گرچه مورد ستم حکومت قرار دارند، اما در میان توده‌ی ملت از احترام ویژه‌ای برخوردارند،  کاری نکنید که با دست خویش همان بلائی که حکومت مذهبی بر سر شیعه آورده و می‌آورد، شما نیز بر سر مذهب سنت پیامبر اسلام بیاورید و هرگز مصالح کوتاه مدت سیاسی خویش را فدای مصلحت دینی مردم نکنید.

======================
(1) لینک تکذیب این خبر از سوی استاندار سیستان و بلوچستان به نقل از ایرنا

4/1/14

لحظاتی پیش استاندار سیستان و بلوچستان از توافق بر سر مبادله مرزبانان گروگان با 34 نفر از زندانیان مرتبط با جیش العدل خبر داد.

     لحظاتی پیش آقای علی اوسط هاشمی استاندار سیستان و بلوچستان درگفتگوئی با رادیو محلی زاهدان از توافق دولت جمهوری اسلامی با گروه جیش العدل برای تبادل مرزبانانی که توسط این گروه به گروگان گرفته شده‌اند با 34 نفر از اعضای کم خطری که به نوعی وابسته با این گروه بودند خبر داد، وی افزود، "از آنجائی که دولت جمهوری اسلامی به سرنوشت تک تک ایرانیان اهتمام ویژه دارد از همان روز اولی که این گروگان گیری صورت گرفت ما در استانداری ستاد بحران تشکیل دادیم"، وی در ادامه از تلاش مستمر ریش سفیدان استان مخصوصا جناب مولوی عبدالحمید امام جمعه محترم اهل سنت زاهدان تشکر کرد و در مورد جزئیات این توافق گفت: "قرار بر این شد که ما 34 نفر از زندانیان مرتبط یا این گروه را در منطقه مابین شهر سراوان با مرز پاکستان تحویل ریش سفیدان این منطقه دهیم و در مقابل آنان نیز مرزبانان ما را در آن سوی مرز تحویل ریش سفیدان در منطقه بلوچستان پاکستان دهند؛ وی همچنین مراتب تألم شدید مقام معظم رهبری را از کشته شدن یکی از مرزبانان اعلام نمود و افزود " قرار بر این شد که برای ریشه کنی اساسی گروگانگیری از وهن مقدسات اهل سنت در کشور جلوگیری شود و همچنین طبق دستور اکید مقام عظمای ولایت از برگزاری ایام فاطمیه و نسبت دادن شهادت حضرت فاطمه به خلیفه‌ی دوم به صورت علنی ممانعت به عمل آید.
 
  

3/20/14

مدیریت جهادی فرهنگ، چیزی جز فشار و زندان برای القای باورهای سرتاسر خرافی و پست دین پلید اسلام نیست؟

   جناب رهبر معظم، مدیریت جهادی اقتصاد و فرهنگ دیگر چه صیغه‌ای است!
خامنه‌ای سال 93 را سال اقتصاد و فرهنگ با عزم ملی و مدیریت جهادی نامید، جهاد در اسلام به معنی جنگ مقدس و عبارت است از حذف فیزیکی مخالف، اولین جهاد اسلامی هم غارت کاروان قریشیان بود که از سفر بازرگانی شام بر‌ می گشتند؛ محمد برای اینکه از فقر شدیدی که در مدینه او و یارانش با آن مواجه بودند رهائی یابد، این کاوران را غارت کردند و پس از سر و سامان دادن اقتصاد خویش به کار ترویج فرهنگ اسلام که چیزی جز انتشار اسلام با کشتن کسانی که از پذیرش فرهنگ اسلام سر باز می‌زدند نبود.
     آیا می‌دانید که فرهنگ جهاد از کی و چگونه وارد اسلام شد؟
  کشتن در راه موجودی وهمی و حاصل ذهن انسانها از کسی سر می‌زند که خود می‌داند ایده‌اش با کمبود منطق مواجه است و می‌خواهد این نقصان را با ابزار قدرت جبران می‌نماید؛ البته از رهبر مذهبی که سربریدن جزئی از دینش می‌باشد و پیامبرش به صراحت گفته که او با سربریدن دینش را پیش خواهد برد تعجبی ندارد، حیرت آنجاست که گروهی مدعی روشنفکری، از یک سو خامنه‌ای را دشمن فرهنگ ایران و ایرانی می‌دانند و از سوی دیگر اسلام را دینی راستین و فرستاده شده از سوی آفریدگار جهانیان می‌دانند.

10/29/13

اتحاد شوم چپگرایان ضد تاریخ ایران باستان با مسلمانان بیگانه پرست.

       چپگرایان ضد ایرانی انتظار دارند جمهوری اسلامی روز کوروش را به رسمیت بشناسد!

 جمهوری اسلامی سالهاست که برنامه‌ای مدون برای محو هرآنچه مرتبط با تاریخ و فرهنگ ایران و ایرانی دارد را اجرا می‌کند، به یقین نماد تاریخ شکوهمند ایران باستان کوروش بزرگ است، کسی که بنا به گفته‌ی تمامی تاریخدانان نخستین فرمان حقوق بشری را در جهان صادر کرد، او این دستور را در حالی صادر نمود که در اوج قدرت به سر می‌برد؛ جمع زیادی از ایرانیان میهن دوست سالهاست که تلاش می‌کنند تا روز 7 آبان که از آن به عنوان زادروز کوروش بزرگ یاد می‌شود را در تقویم ایران ثبت کنند که این اقدام با مخالفت رژیم اسلامی حاکم بر کشورمان مواجه گردید، این در حالی است که زادروز مردی جانی و آدم‌کش که انسانهای زیادی را از دم تیغ گذراند و آنگونه که در کتب تاریخی معتبر بیان شده در یک روز با همدستی عده‌ای مسلمان دیگر و به دستور پسر عمویش بیش از 700 نفر از یهودیان را گردن زد، به عنوان روز پدر نام نهاده شده است، پدری که باید الگوی پدران ایرانی باشد، تقویم جمهوری اسلامی پر از چنین مناسبت‌هائی است، مناسبتهائی که تاریخ ایران باستان هیچ نقشی در آنها ندارند، جالب اینجاست که چپگرایان ضد تاریخ کهن ایران و ایرانی همین موضوع را مستمسک خویش قرار می‌دهند تا بگویند که روز بزرگداشت کوروش روزی است جعلی.

قورباغه‌‌ی چاه نشین دانست و مجاهدین خلق نه!

     قورباغه‌ای در چاهی زندگی می‌کرد و زندگی خوب و راحتی داشت؛ او که همیشه در همین چاه زندگی کرده بود می‌پنداشت که این چاه، همه‌ی جهان است؛ تا اینکه روزی آب چاه کاملا خشک شد و او مجبور گردید به سوی جائی که گمان داشت انتهای جهان است یعنی دهانه‌ی چاه، بالا برود و آنجا بود که متوجه بزرگی جهان پیرامون خویش گشت و ...
     اکنون حکایت مجاهدین خلق چنین است، مسعود رجوی گروهی از هم‌میهنانمان را در محیط کوچکی به نام اشرف نگه داشته بود و بر این افراد کنترل کامل داشت، تنها منبع اطلاعاتی آنان نیز خود او و دار و دسته‌اش بودند و بنا به ذهنیتی که از دنیای پیرامون خویش داشتند گمان می‌کردند اردوگاه اشرف ملک طلق آنان است و تمامی مردم ایران مانند آنان می‌اندیشند، مزدوران خامنه‌ای هم از فرصت استفاد کرده و بسیاری از آنان را قلع و قمع کردند؛ جالب اینجاست پس از این یورش نیز اینان همچنان در توهم 35 ساله‌ی خویش به سر می‌یرند و گمان دارند علی رغم نوکری صدام در جنگ با میهنمان هنوز اگر نه همه‌ی مردم ایران که اکثریت طرفدار آنان هستند و البته دلیل این تصور هم ایزوله‌ شدنشان در محیط اشرف و از همه مهم‌تر چارجوب عقیدتی آنان است، ایشان از ترکیب اسلام و سوسیالیسم عقیده‌ای در ذهن دارند که فکر می‌کنند حقیقت مطلق جهان است و دنیا راهی جز پذیرش این عقیده نخواهد داشت، همین موضوع نقطه اشتراک آنها با جمهوری اسلامی است.