2/7/11

فاشیسم دینی یعنی همین؛ در جمهوری اسلامی ایران، حتی تحمل نماز‌خانه‌ی اهل سنت را ندارند.


فاشیسم تنها خود را می‌بیند و تمام حقایق را در درون خویش می‌داند، هر حکومت فاشیستی برای خویش یک نقش روحانی قائل است.

جمهوری اسلامی ایران نمونه‌ای کامل از حکومت فاشیستی مذهبی است، بیشترین احساس خطری که می‌کند از جانب کسانی است که رژیم احساس کند ممکن است این ایده را از او بربایند؛ روی همین اساس است که بیشترین ظلم این حکومت به شیعیان دگراندیشی است که سیستم ولایت فقیهی‌اش را قبول ندارند و همچین پیروان اهل سنت. این رژیم خود را حکومت مرم‌سالار دینی می‌داند، اما کدامین دین و چه مردم‌سالاریی؟ این رژیم از یک سو در خارج از کشور خود را براداران اهل سنت می‌داند و از سوی دیگر در داخل به پیروان این مذهب که نزدیک به 90% مسلمانان جهان را تشکیل می‌دهند نه تنها اجازه‌ی داشتن مسجد را در تهران نمی‌دهد، بلکه تحمل دیدن نمازخانه‌ی مستقل آنان را ندارد.
در خبرها آمده است که جمهوری اسلامی به چند نمازخانه‌ی متعلق به اهل سنت(1) در تهران حمله و حتی امام جماعت یکی از همین نمازخانه‌ها را دستگیر کرده است؛ البته این در ذات حکومت مذهبی است، رفتار طالبان با شیعیان افغانستان خود دلیلی است بر این مدعا و نشان می‌دهد که فاشیسم ریشه در ذات ادیان دارد.
پرسشی که به ذهن می‌رسد این است که:
آیا رسیدن به مردم‌سالاری نیم‌بند هم در این رژیم امکانپذیر است؟
=======================
(1)
این نمازخانه در منطقه‌ی سعادت آباد تهران قرار داشت که امام جماعت آن نیز بازاداشت شد؛ از گردانندگان دو نمازخانه‌ی دیگر اهل سنت واقع در تهران نیز خواسته شده که نمازخانه‌های خود را تعطیل کنند.

2/6/11

حضور ما بهترین شعار ماست.


جنبش سبز اکنون پس از یک سال پخته‌تر از گذشته شده است، در ایران با نیروی سرکوبگری مواجه هستیم که دنبال بهانه برای قلع و قمع این جنبش می‌گردد، تجربه‌ی عاشورای 88 بهترین دلیل این مدعاست؛ رژیم حاکم بر کشور ما، از سرکوبگرترین حکومت‌های پوپولیستی جهان است. تظاهرات 25 خرداد زمانی شکل گرفت که جنبش احساس کرد رهبری دارد؛ در آن تظاهرات بهترین و برنده‌ترین سلاح ما سکوت ما بود؛ و اکنون نیز پس از گذشت ماهها از آن تظاهرات به یاد ماندنی، رهبران جنبش درخواست راهپیمائی را داده‌اند؛ هدف ما در این تظاهرات به نمایش گذاشتن مردمی است که از این سیستم حکومتی به ستوه آمده‌اند، هر اندازه تعداد ما بیشتر باشد، تأثیر این راهپیمائی نیز بیشتر خواهد شد؛ بنابراین بهترین راه رسیدن به این هدف، سکوت و یا جلوگیری از سر دادن شعاری است که موجب تحریک درندگان خامنه‌ای گردد؛ لذا از دوستان درخواست دارم که از اکنون نگویند این شعار را بدهیم و یا آن شعار را؛ بهترین شعار حضور ما و دنباله‌روی از سازماندهندگان این راهپیمائی است تا خانواده‌های ما هم احساس امنیت بیشتری داشته باشند.  

مجوز بدهند یا ندهند، 25 بهمن در خیابان‌ها خواهیم بود.



خواهیم رفت تا وجدان‌مان پیش این عزیزان و ده‌ها شهید دیگر شرمسار نباشد:

در تظاهرات نزدیک 22 بهمن شرکت نخواهیم کرد زیرا.

2/5/11

جنبش سبز چهره‌ی واقعی خامنه‌ای را به جهانیان نشان داد.

جهان هم چهره‌ی زشت خامنه‌ای را شناخت، می‌گی نه؟ خوب نگاه کن

به امید این روز

دزد بی گناه است.


اسب طلحک را دزدیدند؛ یکی گفت: گناه توست که مواظب اسب نبودی، دیگری گفت: گناه نگهبان است که در طویله را باز گذاشته. طلحک گفت: با این حساب دزد بی گناه است.
حالا داستان جمهوری اسلامی و دزدی‌های بی‌حد و حصر امام خامنه‌ای و آیت الله شکرفروشیان و سایر دزدانی که سر گنج افتاده‌اند، جالبه که تنها به رحیمی گیر داده‌اند. بیچاره مگه چقدر دزدی کرده است؟ ضمنا تقصیر اون چیه؟ تقصیر تقصیر خود مردمه.


2/3/11

لاریجانی: مردم مصر دموکراسی شتری نمی‌خواهند (دمکراسی ساندیسی می‌خواهند)


لاریجانی: اگر به دنبال دموکراسی واقعی بودید، دستور نمی دادید که با خشونت و اسب و شتر به مردم حمله شود، این دموکراسی شتری است.
جناب لاریجانی در ادامه‌ی افاضاتشون فرمودند: جوانان امروز از مسائل سیاسی مطلع هستند و با قطع اینترنت و شبکه ها دردی دوا نمی شود. 

درگیری در قاهره

2/1/11

دوست دارم همچنان بمانی.


جناب جمهوری اسلامی! دوست دارم همچنان بمانی، زیرا ماندن تو برابر است با رسوائی بیشتر تو و عقیده‌ای که مروج آن هستی؛ تو اساس خویش را از اسلام ناب محمدی می‌دانی و در طول تاریخ همواره ادعا داشتی که عدالت نزد توست؛ اکنون خوشحالم که همگان دادگری تو را شناختند و  در هر اندازه رفتنت تعلل ورزی، رسوا شدنت بیشتر خواهد شد. تو مانند فنری هستی زیر فشار و بدان هر اندازه مقاومت تو بیشتر باشد، پرت شدنت هم بیشتر خواهد بود؛ پس بمان و همچنان مقاومت کن. بمان تا تاریخ از قرون وسطائی در این سرزمین یاد کند که کسی را یارای بیان عقیده‌اش نبود.
 بمان تا فرزندان ما در کتابهایشان بخوانند که زمانی قومی عمامه به سر بر کشورشان حکومت می‌کردند که برای اعتراف عقیدتی، آنها را تا پای مرگ شکنجه می‌کردند و برای تحقیر آنان، آنها را مورد تجاوز جنسی قرار می‌دادند و این تجاوز جنسی بر گرفته از عقیده‌ی آنها بود.
 بمان تا در کتابهای تاریخشان بخوانند: مردی رئیس جمهورشان بود که تمام کارهایش را به فردی به نام امام زمان نسبت می‌داد و  سرمایه‌ی مردم را پول او می‌دانست.
بمان تا همگان شاهد باشند که  چگونه گور رهبر جنایتکارش، خمینی، را آراستید! این در حالی بود که ملیونها ایرانی خانه نداشتند.
و باز بمان، زیرا ماندن تو مساوی است با رسوائی بیشتر دینی که تو مروج آن هستی و روزی را می‌بینم که مردم از اساس این دین متنفر خواهند شد.