8/27/11

مراجع فتوا بدهند که این سخن محمد ابن عبدالله اشتباه است من هم به اسلام احترام می‌گذارم.

أمرت أن أقاتل الناس حتى يشهدوا ألا إله إلا الله وأن محمدا رسول الله ، ويقيموا الصلاة ويؤتوا الزكاة ، فإذا فعلوا ذلك عصموا مني دماءهم وأموالهم إلا بحق الإسلام وحسابهم على الله".  
به من (از سوی الله) دستور داده شده با مردم بجنگم تا  گواهی دهند که غیر از الله خدائی نیست و محمد فرستاده‌‌ی اوست و (مانند ما) نماز بخوانند و  زکات را پرداخت کنند؛ پس اگر این را انجام دادند، خون و مال اينها از جانب من محترم است مگر به حق اسلام و حساب آنها با الله است. 
(صحیح بخاری کتاب الجهاد و السیر حدیث شماره 2786 )
این حدیث در صحیح مسلم کتاب الایمان نیز آمده است.
 همچنین در منابع مختلف شیعه:
  فانما امرت ان اقاتل الناس حتی یقولوا لا اله الا الله فاذا قالوها عصموا منی دمائهم و اموالهم.
بحارالانوار، ج 65، ص 242


8/23/11

جمهوری اسلامی یعنی ادامه‌ی خفقان دینی!

نزدیک به 33 سال برای شناسائی سیاست دین‌زده‌ی کشور کافی نبود؟ در این مدت چه جنایتهائی که نکردند، چه دروغهائی که نگفتند؟ چه وعده‌های توخالی که ندادند، چندین برابر زمان پهلوی نفت فروختند ولی نه تنها نتیجه‌ای برای کشور در بر نداشت بلکه از آن نقطه‌ی که رسیده بودیم  به پائین پرت شده و می‌شویم. 
جمهوری اسلامی یعنی عدم شناسائی ملی گرائی و ملیت، زیرا در چارچوب اسلام ملیتی معنا ندارد و هم‌‍میهن واقعی تو هم‌مذهبی توست؛ آیا باید باز هم در چارچوب ایدئولوژی حرکت کنیم که در قوانینش برای زنان کشور حقوقی را در نظر می‌گیرد که دین 1400 ساله‌ی اسلام در نظر گرفته است، آیا این به معنی بازگشت و ادامه‌ی ارتجاع نیست؟ ایا این به معنی خفه کردن صدای مخالف با نام خدا و پیغمبر و ائمه نیست؟ این شمائید که عقیده‌ی مردمی که هدفی جز رسیدن به آرامش را ندارند به بازی می‌گیرید و سعی می‌کنید قوانین ارتجاعی دینی را جایگزین حکومت دمکراتیک نمائید، شما خوب می‌دانید که در جامعه‌ی مردم‌سالار همه آزادند که هر عقیده‌ای داشته باشند و بیان هیچ عقیده‌ای جرم نیست، اما آیا در جمهوری اسلامی به من نوعی که از اسلام شما برگشته‌ام اجازه‌ی زندگی را خواهی داد؟ آیا تداخل دین و سیاست به معنی ضربه خوردن دین و سیاست به طور همزمان نیست؟ 
جناب اصلاح طلبان حکومتی و غیر حکومتی که نان خود را در بقای نظام ارتجاعی می‌بینید، آنگونه که به نظر می‌آید آخوند و آخوندیسم به تنها چیزی که نمی‌اندیشد، مناقع ملی ایران و دفاع از حیثیت ایران و ایرانی است.
دین و سیاست، آیا امکان سازگاری این دو وجود دارد؟

الله و اکبر که هیچی، الله و اصغر هم نخواهم گفت.

راه رهائی ایران و ایرانی تنها و تنها از راه روشنگری ایرانیان و شناخت دلایل اصلی تسلط آخوند و آخوندیسم بر جامعه است، نقد دین را بر‌‍نمی‌تابند و همزمان از همه انتظار دارند که کورکورانه الله و اکبر بگیم؛ اگه الله، اکبر بود این همه ستم را که بر مردم کشورم روا داشته می‌شه را نظاره‌گر نمی‌شد؛ آخوند این همه جنایت به اسم او و ولی مَلی‌های او انجام می‌ده، باب تجاوز جنسی را در زندانها جهان باب کردند، انواع و اقسام جنایت را مرتکی می‌شود، آن موقع بیائیم و از چاله به گودال بیفتیم؟ برای رسیدن به دمکراسی راهی جز نقد دین و شکستن تعصبات دینی وجود ندارد و هر راهی جز این بسان کاخی است پر پر زرق و برق از مقوا.

"رژیم حاکم بر کشور ما با تأکید بر روش و منش محمد ابن عبدالله، سعی دارد که سخنان او،  و روش و منش او را سخنان آفریننده‌ی گیتی جلوه دهد. پذیرش این مطلب یعنی سکوت در برابر کسانیکه خود را عالم(دانشمند) دین می‌دانند، عالمانی که با استناد به همان روش خود را مرجع علم می‌دانند، مراجعی که توده‌ها باید از ایشان تقلید نمایند. کدامین مرجع در حال حاضر معتقد است که دین از سیاست جداست؟ کدامین مرجع علوم دینی معتقد است که سخنان محمد مربوط به زمان خاصی بوده و اکنون کاربردی ندارد؟اگر هم مرجعی دینی معتقد است که باید ظرف زمان را در تفسیر سخنان رسول الله در نظر گرفت، تنها در موارد ثانویه است؛ مواردی است که حکم صریحی از قرآن یا سنت محمد و ائمه‌ی‌شان در روایتی که در دست دارند، در این زمینه وجود نداشته باشد.آیا می‌توان محمد را خالی از نقص و اشتباه دانست، او را معصوم شمرد، سخنانش را و کردارش را الهی انگاشت و در همان حال معتقد بود که دین از سیاست جداست؟ آیا می‌توان مردم ما را نسبت به دین متعصب نگه داشت و به آنان القا نمود که محمد تمام سخنانش سخنان خداست، او از سر هوا و هوس سخنی را بر زبان نمی‌آورد، هر حرکتی بر خلاف کردار او موجب عقوبت دنیا و آخرت می‌گردد و در همان حال معتقد بود که می‎توان به دمکراسی رسید؟ دمکراسی که نه بر منبای عقیده، که بر مبنای حقوق برابر تمام انسانها شکل گیرد"(ادامه)




8/1/11

من از امام خامنه‌ای پوزش می‌خواهم و امیدوارم که همه‌ی ما را ببخشند.

سید محمد خاتمی همان کسی است که هنگام سخنرانی در اروپا او را بسان کسی دانستند که از کوههای آلپ آمده و در گذر تاریخ مسدود شده است، ایشان با چه روئی مسئولان و سرکردگان کشور را مانند آمنه بهرامی، زنی که قربانی اسید پاشی شده بود  می‌دانند؟ و از آنان می‌خواهند که مانند او مردم را ببخشایند!! انصاف کجاست، آقای خاتمی؟ تو میخای از خامنه‌ای اینجوری معذرت‌خواهی کنم! 

از آنجائیکه کشور دارای ولی امری است عادل و ناظر و عامل در تمام کنشها و واکنشهای کشورم، لذا من از ایشان بابت اینکه مأموران مهربانشان هنگامیکه قصد شرک در تظاهرات اعتراضی را داشتم، و در گرما و سرما نگهبان خیابان بودن و زحمت حمل و زدن باتوم بر سر ما را نیز از سوی آن مقام عظمی برایشان نهاد شده بود، از ایشان عاجزانه درخواست پوزش می‌کنم.
ضمنا از اینکه مدتهای زیادی است که از شغلی با درآمد کاملا ابتدائی روزگار را سپری می‌کنم و در این ماه توانائی خرید بسیاری از کالاهای اساسی را ندارم باز از آن مقام نوابیت درخواست بخشش را دارم، ایشان باید مرا ببخشند که کاری درست گیرم نمی‌آید و مجبورم با درآمد ناچیزی روزگار را بگذرانم.
مقام عظمای ولایت، برخی اوقات شده که غیبت آقازادگان شما را می‌کنم؛ آقازادگانی که از خزانه‌ی مملکت تنها  اندک درآمد ملیاردی نصیبشان شده است، در اینجا هم از شما و خانواده‌ی محترمتان پوزش میخام زیرا خرده درآمد ملیاردی حق هر آقازاده‌ای است.
جناب امام خامنه‌ای، من فرزند ایرانم و در مورد زحمت مأموران شما در کشیدن روسری از سر دختران این سرزمین هم از شما پوزش میخام، زیرا همانگونه که تو نیک می‌دانی، دشمن در کمین است و باید همواره متوجه راههای ورد دشمن در این کشور دشمن زده بود، بیرون بودن مقداری از موی دختران از هر جنایتی جنایتره. گروهی از عامل دشمن اقدام به جوسازی بر ضد امنیت کشور نموده‌اند، همانگونه که شما می‌دانید به جز سالی 2500 مرگ با چاقو و چند ده هزار زخمی ار فرزندان ایران که همه از خواهران و برادران من هستند، مورد خاصی نیست که در اینجا باز از شما پوزش میخام.
ضمنا از تمامی کسانی که در راه رضای شما و با دستور مستقیم دینی که تو مروج آن هستی در زندانها اقدام به تجاوز جنسی به همین فرزندان ایران نموده‌اند نیز از شما پوزش میخام، زیرا آنگونه که گفته شده برخی از این مأموران بدون خواندن "صیغه‌ی متعه" چنین کاری را انجام داده‌اند که این برغم دستور مستقیم شما بود.
جناب خامنه‌ای، من از اینکه بسیاری از هم‌میهنانم در زندانهای شما بسر می‌برند نیز از شما پوزش میخام، همسران، مادران، پدران و فرزندان دلبند اینان را ببخش که اجازه نمی‌دهی به کانون خانواده برگردند.
جناب خامنه‌ای، از اینکه اگر دوباره به خیابان بیائیم و لشکریان شما در به خاک و خون کشیدن ما به زحمت می‌افتند، از صمیم قلب از شما پوزش میخام.
همچنین از اینکه رآی ما را در انتخابات 88 دزدید نیز با کمال ادب و از صمیم قلب از شما پوزش میخام.
جناب خامنه‌ی، من هم‌اینک از شما پوزش میخام که دیگر نای رفتن به پای هیچ صندوق رأی را ندارم....کدخدای ده که مرغابی بود  اندر آن ده بین چه رسوائی بود

فرزند ایران

7/30/11

مگر انجام کاری بدون رضایت الله امکانپذیر است؟

 هر عملی که در این جهان انجام می‌گیرد در چارچوب قضای الهی است، هیچ کاری بدون رضایت الله انجام نمی‌گیرد، پس:
قرآن سوزی



اگر کشیشی اقدام به قرآن سوزی نموده است مقصر اصلی خود الله است؛ زیرا او تنها کسی است که به نامبرده چنین اجازه‌ای را داده است و بدون رضایتش چنین کاری امکانپذیر نبود.

3/6/11

آیا منطقی است دم از دفاع از حقوق زنان زد و همزمان از نقد ریشه‌ی قوانین تبعیض آمیز غافل شد؟


مردان را بر زنان مسلط کردیم زیرا ما برخی را بر برخی دیگر برتری دادیم و اگر از نافرمانی همسرانتان ترسیدید، نخست انان را نصیحت نمائید، سپس بستر خویش را از آنان دور کنید، اگر نتیجه‌ی مطلوب به دست نیامد آنان را بزنید:
الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّسَاء بِمَا فَضَّلَ اللّهُ بَعْضَهُمْ عَلَى بَعْضٍ وَبِمَا أَنفَقُواْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ فَالصَّالِحَاتُ قَانِتَاتٌ حَافِظَاتٌ لِّلْغَيْبِ بِمَا حَفِظَ اللّهُ وَاللاَّتِي تَخَافُونَ نُشُوزَهُنَّ فَعِظُوهُنَّ وَاهْجُرُوهُنَّ فِي الْمَضَاجِعِ وَاضْرِبُوهُنَّ فَإِنْ أَطَعْنَكُمْ فَلاَ تَبْغُواْ عَلَيْهِنَّ سَبِيلًا إِنَّ اللّهَ كَانَ عَلِيًّا كَبِيرًا نساء/34 ) ) مردان بر زنان مسلط هستند زیرا الله برخی از انسانها را بر برخی ديگر برترى داده است و به دلیل اینکه مردان از اموال خويش خرج مى‏كنند، زنان شايسته کسانی هستند كه فرمانبر نگهدارنده‌ی آن چیزی باشند که الله نگه داشته است ، و زنانى كه از نافرماني آنها می‌ترسید، بايد نصيحتشان كنيد و در بسترها(ی‌تان) از آنان دورى كنيد آنها را بزنید، پس اگر از شما پیروی نمودند، ديگر بهانه جويى نكنيد که الله بلندمرتبه بزرگ است.‏
سهم ارث پسر دو برابر دختر است:
وَلاَ تَتَمَنَّوْاْ مَا فَضَّلَ اللّهُ بِهِ بَعْضَكُمْ عَلَى بَعْضٍ لِّلرِّجَالِ نَصِيبٌ مِّمَّا اكْتَسَبُواْ وَلِلنِّسَاء نَصِيبٌ مِّمَّا اكْتَسَبْنَ وَاسْأَلُواْ اللّهَ مِن فَضْلِهِ إِنَّ اللّهَ كَانَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمًا(نساء/32) برتريهايي را كه الله نسبت به بعضي از شما بر بعضي ديگر قرار داده آرزو نكنيد، مردان سهمی از آنچه به دست مي‏آورند دارند و زنان سهمی؛ و از بخشش الله بخواهيد و الله به هر چيز دانا است.
ما به انسان‌ها حب شهوت از زن قرار دادیم...:
زُيِّنَ لِلنَّاسِ حُبُّ الشَّهَوَاتِ مِنَ النِّسَاء وَالْبَنِينَ وَالْقَنَاطِيرِ الْمُقَنطَرَةِ مِنَ الذَّهَبِ وَالْفِضَّةِ وَالْخَيْلِ الْمُسَوَّمَةِ وَالأَنْعَامِ وَالْحَرْثِ ذَلِكَ مَتَاعُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَاللّهُ عِندَهُ حُسْنُ الْمَآبِ( آل عمران /14 ) برای مردم(انسانها) لذت شهوت از زنان و پسران و سرمایه‌ی زیاد داشتن از طلا و نقره و اسب‌های ممتاز و دام‌ها و کشاورزی، جلوه داده شده است، اينها کالاهای زندگي دنیا هستند، و سرانجام نيك، نزد الله است.
زن را برای آرامش مرد خلق کردیم:
هُوَ الَّذِي خَلَقَكُم مِّن نَّفْسٍ وَاحِدَةٍ وَجَعَلَ مِنْهَا زَوْجَهَا لِيَسْكُنَ إِلَيْهَا فَلَمَّا تَغَشَّاهَا حَمَلَتْ حَمْلًا خَفِيفًا فَمَرَّتْ بِهِ فَلَمَّا أَثْقَلَت دَّعَوَا اللّهَ رَبَّهُمَا لَئِنْ آتَيْتَنَا صَالِحًا لَّنَكُونَنَّ مِنَ الشَّاكِرِينَ(اعراف/189) او کسی است كه شما را از یک تن(آدم) آفريد و همسرش را نيز از او آفرید تا در كنار او آرامش گیرد سپس هنگامي كه با او نزديكي كرد (او) حملي سبك (منی) برداشت كه با وجود آن به كارهاي خود ادامه مي‏داد، و چون سنگين شد(آثار بارداری آشکار گردید)، هر دو از الله، پروردگار خويش، خواستند اگر فرزند صالحي به ما دهي از شاكران خواهيم بود.
این جملات و دهها مورد از اینگونه را سخن خدائی به نام الله می‌دانند که دستور داده است تا در عربستان سعودی برایش خانه‌ای را بسازند؛ آیا می‌توان مدعی دفاع از حقوق زن شد و همچنان این سخنان را خدائی دانست؟
مگر می‌شود دم از حقوق زن زد و همزمان معتقد بود که درک و شعور زن از مرد کمتر است.
مگر می‌توان به برابری معتقد بود و در عین حال نقش زن را در حد کلفت خانه نگه داشت؟
درد است این سخن و بسیاری از درمان ان غافلند، حتی زنان، بسیاری از زنان ما این حقایق را می‌دانند و همواره کوشش در توجیه این عقاید را دارند، مگر می‌شود بر پایه‌ای سست و لرزان بنای مدرنی را ایجاد کرد؟

3/3/11

ریشه‌های تجاوز جنسی در زندان‌های جمهوری اسلامی.


در اینجا مستنداتی از خود اسلام ارائه می‌گردد، این مستندات گویاتر از هر گویائی است و نیازی به شرحی اضافه را نمی‌بینم:
وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ النِّسَاء إِلاَّ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ كِتَابَ اللّهِ عَلَيْكُمْ وَأُحِلَّ لَكُم مَّا وَرَاء ذَلِكُمْ أَن تَبْتَغُواْ بِأَمْوَالِكُم مُّحْصِنِينَ غَيْرَ مُسَافِحِينَ فَمَا اسْتَمْتَعْتُم بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِيضَةً وَلاَ جُنَاحَ عَلَيْكُمْ فِيمَا تَرَاضَيْتُم بِهِ مِن بَعْدِ الْفَرِيضَةِ إِنَّ اللّهَ كَانَ عَلِيمًا حَكِيمًا (نساء/24) و زنان شوهردار (بر شما حرام است؛) مگر آنهائی كه مالك (آنها در جنگ) شده‏ايد، اينها احكامي است كه الله بر شما مقرر داشته و زنان ديگر غير از اينها (زنانی که در جنگ به غنیمت گرفته اید) در صورتی برای شما حلال است كه با اموال خود آنها را اختيار كنيد در حالي كه پاكدامن باشيد و از زنا خودداري نماييد, پس هنگامیکه از آنها بهره بردید واجب است که مزد آنها را بپردازيد و گناهي بر شما نيست نسبت به آنچه با يكديگر توافق كرده‏ايد بعد از تعيين مهر، الله دانا و حكيم است.

پیغمبر گروهی از اسیران(زنان، دختران و پسران نوجوان)(6) را به سوی نجد فرستاد(فروخت) و در مقابل، اسب و سلاح خرید  و چنان بود که پیغمبر از زنان اسیر قوم، ریحانه دختر عمرو بن جنانه که از طایفه‌ی بنی‌عمرو بن قریظه بود(از سران) برای خویشتن برگزید(تاریخ طبری/ صفحه 1082)

وقتی پیغمبر خدا قموص را که قلعه‌ی ابن ابی الحقیق بود بگشود، صفیه دختر حیی بن اخطب را با زنی دیگر پیش پیغمبر آوردند، بلال آنها را بر کشتگان یهود گذر داد و آن زن که همراه صفیه بود فریاد زد و به صورت خود زد و خاک بر سر ریخت و چون پیغمبر او را بدید، گفت: این شیطان را از من دور کنید و بگفت تا صفیه را پشت سر او جای دادند و ردای وی را بر سرش افکندند و مسلمانان بدانستند که پیغمبر خدای او را برای خویش برگزیده است.
(تاریخ طبری /صفحه 1054 به بعد)

در جنگ، زنان و اطفال پس از اسارت به ملکیت(برده یا کنیز) در می‌آیند، مردان بالغ اگر در حال جنگ به چنگ مسلمین بیفتند حتما باید کشته شوند، مگر اینکه اسلام آورند. اگر مردان پس از خاتمه‌ی جنگ به چنگ افتند، نباید کشته شوند، بلکه امام مخیر است که بر آنان منت گذارد یا فدیه‌ای از آنان بگیرد و یا انان را برده‌ کند که در این صورت جزء غنیمت محسوب می‌شوند. اگر اسیر از راه رفتن عاجز باشد، کشتن او جایز نیست.
در بلوغ مردان روئیدن مو(صورت یا دستگاه تناسلی) شرط است(1). اگر در یکی از نقاط یاد شده موئی روئیده باشد، حکم بالغ را دارد و در صورت اسیری در میدان جنگ باید کشته شود[.
اموال غیر منقول و غیر قابل تحول، متعلق به همه‌ی مسلمانان است . اموال منقول پس از کنار گذاشتن هزینه‌ی قراردادها و بخش‌های اندک(که امام به برخی می‌دهد) و مقدار خمس و آنچه که امام بعنوان مازاد بر سهم به برخی می‌دهد و آنچه که امام برای خود بر می‌گزیند، باید بین همه‌ی جهادگران و کسانیکه در جنگ حاضر بوده‌اند، حتی طفلی که پس از جمع‌آوری غنائم و قبل از تقسیم آنها متولد شده، تقسیم می‌گردد........
منبع: لمعه دمشقیه اثر شهید اول، بزرگترین فقیه شیعه