11/16/10
کدام جنایتکاری در تاریخ غیر از محمد ابن عبدالله؛ زنان، دختران و کودکان به اسارت گرفته شده را فروخته است؟
11/15/10
نمونههائی از شاهکارهای معجزاتی قرآن کریم(بخش سوم و بدون شرح)
سَبَّحَ لِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ حشر/1) ) آنچه در آسمانها و آنچه در زمين است براي الله تسبيح ميگويد، و او عزيز و حكيم است.
।سَبَّحَ لِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ صف/1) ) آنچه در آسمانها و آنچه در زمين است براي الله تسبيح ميگويد، و او عزيز و حكيم است.
با اندکی تغییر:
سَبَّحَ لِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ حدید/1) ) آنچه در آسمانها و زمين است براي الله تسبيح ميگويند، و او عزيز و حكيم است.
يَأْتُوكَ بِكُلِّ سَحَّارٍ عَلِيمٍ شعراء/37) ) تا تمام جادوگران دانايى را نزد تو آوردند.
يَأْتُوكَ بِكُلِّ سَاحِرٍ عَلِيمٍاعراف/112) ) تا تمام جادوگران دانايى را نزد تو آوردند.
قَالُواْ آمَنَّا بِرِبِّ الْعَالَمِينَ (اعراف/121) ) گفتند به پروردگار جهانيان ايمان آورديم
قَالُوا آمَنَّا بِرَبِّ الْعَالَمِينَ (اعراف/47) ) گفتند به پروردگار جهانيان ايمان آورديم
رَبِّ مُوسَى وَهَارُونَاعراف/48) ) پروردگار موسى و هارون.
।رَبِّ مُوسَى وَهَارُونَاعراف/122) ) پروردگار موسى و هارون
فَأَلْقَى عَصَاهُ فَإِذَا هِيَ ثُعْبَانٌ مُّبِينٌ اعراف/107) ) پس عصايش را افكند و بناگاه اژدهايى نمایان شد
।فَأَلْقَى عَصَاهُ فَإِذَا هِيَ ثُعْبَانٌ مُّبِينٌشعراء/31) ) پس عصایش را افكند و بناگاه اژدهایى نمايان شد
وَنَزَعَ يَدَهُ فَإِذَا هِيَ بَيْضَاء لِلنَّاظِرِينَ اعراف/108) ) و دستش را بيرون كشيد و ناگهان براى تماشاگران سپيد مینمود।
وَنَزَعَ يَدَهُ فَإِذَا هِيَ بَيْضَاء لِلنَّاظِرِينَشعراء/32) ) و دستش را بيرون كشيد و ناگهان براى تماشاگران سپيد مىنمود
وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا مُوسَى بِآيَاتِنَا وَسُلْطَانٍ مُّبِينٍ ﴿غافر/۲۳﴾ ما موسي را با آيات خود و دليل آشکار فرستاديم.
وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا مُوسَى بِآيَاتِنَا وَسُلْطَانٍ مُّبِينٍ ﴿هود/۹۶﴾ ما موسي را با آيات خود و دليل آشكار فرستاديم।
وَالَّذِينَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حَافِظُونَمومنون/5) ) و آنها كه دامان خود را از آلودگي (از) بيعفتي حفظ ميكنند.
وَالَّذِينَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حَافِظُونَ معرج/29) ) و آنها كه دامان خود را از آلودگي (از) بيعفتي حفظ ميكنند.
إِلَّا عَلَى أَزْوَاجِهِمْ أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُمْ فَإِنَّهُمْ غَيْرُ مَلُومِينَ معارج/30) ) مگر در مورد همسرانشان يا كنيزانى كه به دست آوردهاند كه در اين صورت بر آنان نكوهشى نيست.
।إِلَّا عَلَى أَزْوَاجِهِمْ أوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُمْ فَإِنَّهُمْ غَيْرُ مَلُومِينَمومنون/6) ) مگر در مورد همسرانشان يا كنيزانى كه به دست آوردهاند كه در اين صورت بر آنان نكوهشى نيست।
فَمَنِ ابْتَغَى وَرَاء ذَلِكَ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الْعَادُونَمعارج/31) و هر كس ماوراء اين را طلب كند متجاوز است.
فَمَنِ ابْتَغَى وَرَاء ذَلِكَ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الْعَادُونَ مومنون/7) و هر كس ماوراء اين را طلب كند متجاوز است।
وَالَّذِينَ هُمْ لِأَمَانَاتِهِمْ وَعَهْدِهِمْ رَاعُونَمعرج/32) ) و آنها كه امانتها و عهد خود را رعايت ميكنند।
وَالَّذِينَ هُمْ لِأَمَانَاتِهِمْ وَعَهْدِهِمْ رَاعُونَ مومنون/8) ) و آنها كه امانتها و عهد خود را رعايت ميكنند.
11/14/10
تو هم به صف خفه کردن صدای منتقدان گام بردار تا در آینده دیده شود که روسیاهی به چه کسی میماند.
جناب خانم/آقای بالاترین!
شما ظاهرا تصمیم گرفتهاید لینکهائی که در آنها توهین به ادیان میشود را از آمدن به صفحهی اول منع نمائید، به قول سلاطین صلاح مملکت خویش خسروان دانند، من هم کاری به اینکه این تصمیم شما از کجا ناشی شده است را ندارم، اما پرسشی که به ذهن اینجانب و خیلی از دوستان آتئیست من خطور مینماید این است که ملاک شما برای تشخیص نقد از توهین چیست؟ اگر گفته شود که محمد ابن عبدالله انسانی بود که در اواخر دوران نبوتش به یکی از جنایتکارترین افراد تاریخ بشر تبدیل شده بود، آیا توهین به ایشان است یا بیان حقیقت، آیا اگر از کتب معتبر تاریخی جنایتهای این شخصیت را به اطلاع هممیهنانمان برسانیم، به آنها توهین کردهایم؟ من از شما پرسشی دارم؛ چند نفر از جنایتکاران تاریخ تمام مردان قبیلهای را کشتهاند و زنانشان را بعنوان بردگان جنسی مورد تجاوز قرار دادهاند؟ اگر چنگیزخان هم مانند محمد دوست داشت که با زنان پادشاهان مغلوب همبستر شود، آیا او تمام زنانشان را دخترانشان را و پسران نابالغشان را میان سربازانش تقسیم میکرد؟ از نظر من محمد ابن عبدالله و جنایتکارن پیروش، یکی از وحشیترین انسانهائی هستند که تاریخ بشر به خود دیده است؛ دینمداران و آخوندهائی که نان خود را در ناآگاهی مردم میبینند، از آغاز پیدایش اسلام تا کنون به مقلدان خود اجازهی تفکر و آگاهی را در این زمینه ندادهاند، آنها چه در دشداشه و نعلین و چه در قالب تاج و تخت، کوچکترین انتقادی را هرگز بر نتافتهاند و زبانها را در این مدت بریدهاند، قرآنشان پر است از سخنان تنفر برانگیز، مسلمین معتقدند که ما دگراندیشان مانند گاو و خر هستیم، ایا بیدینی اللهپرستان را با این الفاظ خطاب کرده است؟ و اگر به لطف تکنولوزی دگراندیشان توانستهاند اندکی سر بلند نمایند و تمام خطرات را به جان بخرند، آیا سزایشان خفه کردن در این فضاست؟ جناب بالاترین! تو چه بخواهید و چه نخواهید من نوعی منتقد دین، از این دین خواهم نوشت اگرچه برایم نه تنها سودی را در بر ندارد، بلکه در این مدت زیانهای زیادی را دیدهام، این را دوستان من میدانند، ولی آنچه که بر تو میماند قضاوتی است که فرزندان من از تو خواهند کرد. تو هم به صف خفه کردن صدای منتقدان گام بردار تا در آینده دیده شود که روسیاهی به چه کسی میماند، از متن نوشتهای شما چنین بر میآید که در مقابل این اقدامات انتظار رفع فیلترینگ را از جمهوری اسلامی دارید، من مطمئنم که شما زد و بندی با جمهوری اسلامی ندارید، ولی این را خوب بدانید و از تاریخ درس بگیرید که پیروان این اندیشه به هیچ مخالفی رحم نکردهاند، حتی مخالفانی که از جنس خودشان هستند،کافر خواندن هر فرقه فرقهای دیگر خود بهترین دلیل بر این مدعاست.
11/13/10
چرا ما در راستای منافع عربهای تحریفگر، اورشلیم را بیت المقدس مینامیم؟

10/9/10
جنگ زرگری است، رودست نخوریم!
9/22/10
نـــــخوانـنـد بر ما کــــسـی آفــرین ؛ چـــو ویـــران بود بوم ایـــران زمـــین.
نـــــخوانـنـد بر ما کــــسـی آفــرین
دریغ است ایران که ویـــران شـــود
همه سربه سر تن به کشتن دهیم
چو ایـــران مبـــــاشد تــــن من مباد
نـــــخوانـنـد بر ما کــــسـی آفــرین
دریغ است ایران که ویـــران شـــود
همه سربه سر تن به کشتن دهیم
چو ایـــران مبـــــاشد تــــن من مباد
9/3/10
تا اهداف رهبران جنبش سبز همان اهداف خمینی باشد، این حرکت هرگز به نتیجه نخواهد رسید!
متأسفانه در جنبشی که به جنبش سبز مشهور شده، هر کس خود را رهبر میداند، برنامه میدهد و از مردم میخواهد که برنامهاش را اجرا نمایند؛ اگر به راهپیمائیهای موفق گذشته توجه کنیم، به یقین موفقترین آنها تظاهرات چند ملیونی 25 خرداد بود، پشت این تظاهرات شور عظیم مردمی همراه با جسارت رهبران جنبش نهفته بود. این تظارات بود که حکومت را به تفکر تقعل واداشت، تمام مخالفتهای پیش از این را خس و خاشاکی بیش نمیدانستند. اساس این نظام بر مبنای ایدئولوژی اسلامی است؛ همان اعتقادی که باور بسیاری از هممیهنان ما نیز هست. همهی مؤمین به اسلام دارای شخصی اسلام شناس بعنوان مرجع هستند؛ هر کدام این مراجع در کشور دارای شبکهی اجتماعی پیچیدهای میباشند که چند ملیون پیرو دارند؛ اکثریت مراجع و شخصیتهای دینی، قدرت خویش را مرهون همین سیستم میدانند؛ بنابراین کاملا طبیعی است که حفظ این سیستم برایشان از همه چیز واجبتر باشد، حتی مراجعی که با حکومت فعلی مشکل دارند هیچگاه خود را با اصل نظام مخالف نمیدانند و به اصطلاح خواهان تعویض پالان خر هستند نه خود خر!
از سوی دیگر رهبران این جنبش هم خود را مقید به قانون اساسی فعلی میدانند؛ قانونی که در چارچوب آن راه برای آنارشیسم باز است. در این قانون، رهبر بعنوان ولی فقیه و نائب امام زمان شناخته میگردد؛ پس همانگونه که اطاعت از پیامبر و امام معصوم در عصر حضور آنان واجب بود در زمان غیبت هم اطاعت از ولی فقیه واجب است؛ خمینی بیان مینماید که ایجاد و حفظ حکومت اسلامی حتی از نماز و حج هم واجبتر است و حکومت میتواند برای حفظ این نظام، تمامی ارکان اسلام را تعطیل نماید، در اینجا تناقضی آشکار بین عقاید رهبران جنبشی که از آن بعنوان جنبش سبز یاد میشود یاد میشود، پدید میآید. از یک سو آنان خود را مقید به قانون اسای میدانند، قانونی که اطاعت بی چون و چرا را از ولی فقیه واجب میداند و از سوی دیگر گامهائی که آنان بر میدارند خلاف دستو ر صریح ولی فقیه است؛ مگر همین ولی فقیه نبود که صحت انتخابات را مورد تأیید قرار داد؟
از سوی دگر رهبران جمهوری اسلامی رفتار شاه سابق ایران با خود را به خاطر داشتند، آنان خوب میدانند که اگر شاه اقدام به آدمکشی، شکنجه و تجاوز جنسی میکرد این انقلاب هرگز به پیروزی نمیرسید؛ بنابراین شروع به ایجاد جو وحشت نمودند، هدف آنان خانه نشین کردن مردم بود.
و اکنون نیز رهبران جنبش خود را بین آرمانهای امام راحلشان با واقعیتهای کشور سردرگم و دچار بیبرنامگی میبینند. اهداف آنان تنها ویرایش این نظام است؛ نظامی که بر پایهی ولایت فقیه بنا شده باشد؛ نظامی که حرفهای خمینی فصلالخطاب همه باشد؛ در این خلأ جسارتی که از رهبران جنبش مشاهده مینمائیم، بسیاری از مخالفان این شیوهی حکومتی، خود را رهبران ناشناس جنبش میدانند، به صورت خودسرانه برنامه میدهند و از مردم درخواست دارند تا برنامههای آنان را به اجرا درآورند. من نتیجهی این بیبرنامگی را در تظاهرات 22 بهمن مشاهده نمودم، تظاهراتی که حکومت حضور من را به نفع خویش مصادره نمود و از این به بعد در هیچ تظاهراتی که اینگونه فراخوان داده شود، شرکت نخواهم کرد.