1/5/11

حد محارب در قانون مجازات اسلامی


اسلامی دینی است که خشونت را به بدترین نحو ممکن برای مجازات در نظر می‌گیرد، به یقین بدترین نوع مجازات را هم برای آنچه را که محارب می‌نامد، اعمال می‌کند. جرمی که بر طبق همان قانون، می‌توان به هر مخالف عقیدتی وارد کرد.
اما بخوانید قانون مجازات اسلامی در این زمینه که بر گرفته از دستورات اسلام است، آیا در این قانون چیزی جز خوی درندگی دیده می‌شود؟ آیا درندگان نیز مخالفانشان را اینگونه شکنجه می‌کنند؟:
ماده‌ی 190/ حد محاربه و افساد فی‌الارض یکی از چهار چیز است:
1-      قتل.
2-      آویختن به دار.
3-      اول بریدن دست راست و سپس بردیدن پای چپ.
4-      نفی بلد.
ماده ۱۹۴ / مدت تبعيد در هر حال كمتر از يك سال نيست، اگر چه بعد از دستگيری توبه نمايد و در صورتی كه توبه ننمايد، همچنان در تبعيد باقی خواهد ماند .
ماده ۱۹۵ / مصلوب كردن مفسد و محارب به صورت زير انجام می‌گردد:
الف ـ نحوه بستن موجب مرگ او نگردد.
ب ـ بيش از سه روز بر صليب نماند، ولی اگر در اثنای سه روز بميرد، می‌توان او را پايين آورد.
ج ـ اگر پس از سه روز زنده بماند، نبايد او را كشت. 
این مجازات برگرفته از این آیه‌ی قرآن است:
(مائده/33) سزاى كسانى كه با الله و پيامبرش محاربه می‌کنند و در زمين به فساد مى‏كوشند جز اين نيست كه كشته شوند يا بر دار آويخته گردند يا دست و پايشان در خلاف جهت‏ يكديگر بريده شود يا از آن سرزمين تبعيد گردند اين رسوايى آنان در دنياست و در آخرت عذابى بزرگ خواهند داشت.

1/4/11

جنایت را با جنایت پاسخ دادن خطاست!


متهم جنایت سعاد‌ت آباد در ملا عام اعدام گردید، هر قاتل جنایتکار است، ولی آیا اعدام در ملأ عام جنایت نیست؟ شاید اجرای قانون آن هم بدین صورت، در ظاهر کارپسندیده‌ای برای عبرت دیگران به نظر بیاید؛ اما در پشت آن حقیقتی تلخ قرار دارد، حقیقتی که معتقد است در قصاص حیات نهفته است (1)! ولی از خود نپرسیده‌ایم که چرا علی‌رغم این همه اعدامهائی که در کشور ما صورت می‌گیرد، کوچکترین نشانه‌ای از کاهش جرم و جنایت نیست؟ آیا وقت آن نرسیده است که حاکمیت رفتار خویش  در برخورد عقیدتی با مسائل جاری کشور تجدید نظر کرده، آن را با کمک کارشناسان جامعه‌شناسی اصلاح نموده و علمی سازد؟ آن چیزی که در اجرای اعدام آن هم بدین شیوه نهفته است، نشان دادن حس خشونت و القای این مسئله به توده‌هاست که بهترین راه مبارزه با جنایت، انتقام مشابه است؛ انتقامی که باید در معرض دید همگان باشد. ممکن است بسیاری از ما از این اعدام استقبال نمائیم، استقبالی عاطفی، ولی آیا با خود اندیشیده‌ایم که هزینه‌ی ایجاد دغدغه‌ی فکری که ممکن است سالها با تماشا کننده‌ی اعدام همراه باشد، چه اندازه است؟ آیا ایجاد حس قوی انتقام و سلب آرامش روانی از تماشا کنندگان اعدامها، سبب بروز جنایت‌های بعدی نخواهد شد؟ می‌خواهید چه کسی با تماشای این اعدام، عبرت بگیرد؟ آیا از دید مجریان قانون، در کشور ما تمام مردم انسانهائی هستند که دارای پتانسیل قوی تبدیل شدن به جانی می‌باشند؟
هر اعدامی دارای خانواده و بستگانی است، بستگانی که برای خویش شخصیتی قائل هستند، آیا اجرای حکم آن هم بدین صورت تحقیر آنان نیست؟ آیا این تحقیر، سبب ایجاد حس انتقام فردی که خود را خُرد شده می‌بیند، نمی‌گردد؟ 
==============================
(1) وَلَكُمْ فِي الْقِصَاصِ حَيَاةٌ يَاْ أُولِيْ الأَلْبَابِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ (بقره/178) و اى خردمندان برای شما در (اجرای) قصاص زندگانى است باشد كه به تقوا گراييد.

1/3/11

همین یک دلیل بر خرافه بودن قرآن کافی نیست؟


برخی از آیات قرآن شه بیت‌الخرافه هستند که اگر صدها بار مورد بررسی قرار گیرند، باز هم بررسی بیشتر را می‌طلبند؛ اینگونه آیات در قرآن کم نیستند. من در اینجا یکی از همین آیات را بیان می‌نمائیم، آیه‌ای که نشان دهنده‌ی عمق سطحی‌نگری گوینده‌ی این سخن است، سخنی از محمد که به خدایش نسبت می‌دهد، خدائی به نام الله. برخی از مسلمین از عمق سادگی این آیه تعبیر به پیچیدگی می‌نمائیم؛ در این آیه قرآن به گونه‌ی آشکاری در مورد آسمان سخن می‌گوید، آسمانی که ممکن است هر لحظه بر زمین سرگون گردد، محمد این را از قدرت خدایش می‌داند و به مردم توصیه می‌کند که از این نعمت بزرگ الله سپاسگزاری نمایند، زیرا اگر الله آسمان را رها نماید، بر زمین سقوط می‌کند. این سخن عمق جهل گوینده‌اش را نشان می‌دهد، گرچه این آیه را قبلا هم شرح داده‌ام ولی عمق جهل را همیشه و در همه حال باید گوشزد نمود، زیرا این باران خرافه است که بر کشور همچنان می‌بارد:
أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ سَخَّرَ لَكُم مَّا فِي الْأَرْضِ وَالْفُلْكَ تَجْرِي فِي الْبَحْرِ بِأَمْرِهِ وَيُمْسِكُ السَّمَاء أَن تَقَعَ عَلَى الْأَرْضِ إِلَّا بِإِذْنِهِ إِنَّ اللَّهَ بِالنَّاسِ لَرَؤُوفٌ رَّحِيمٌ) حج/65 ) آيا نديده‏اى كه الله آنچه را در زمين است به نفع شما رام گردانيد و كشتی‌ها در دريا به فرمان او روانند و آسمان را گرفته است تا [مبادا] بر زمين فرو افتد مگر به اذن خودش (باشد) همانا الله نسبت به مردم سخت رئوف و مهربان است.
شرح مفصل آسمان از دید قرآن در اینجا

1/2/11

مراجع خمس‌بخور هم دیر یا زود به سرنوشت آخوند کشکی دچار خواهد شد.


آخوند دهی در حضور جمع، مشغول خوردن آش کشک بود؛ در هنگام خوردن آش تیزی کلان (بادی تند) از وی صادر شد و از آن پس هوچی‌ها و رندان ده، او را آخوند کشکی نامیدند؛ چون این عنوان خنده‌دار برای او موجب شرمساری بود، دار و دیار خود را ترک گفته سالیان دراز دور از میهن و مسکن خویش به سر برد، تا این که روزی دلش هوای وطن و دیار پدری را کرده به قریه‌ی خویش بازگشت؛ وفتی به نزدیک ده رسید، یک نفر از شاگردان قدیم او که مشغول آبیاری بود، با وی برخورد و تا چشمش به آخوند افتاد گفت: سلام علیکم آقای آخوند نباتی! آخوند متوجه کنایه‌ او شد و گفت: ای ملعون! می‌خواهی بگویی، "یعنی کشک" و از همانجا برگشت.

حالا حکایت آخوندهای کشور ماست، من روزی را می‌بینم که همین بلا دقیقا بر سر آخوند میهن ما بیاید؛ زیرا بوی گند حمایت یا سکوت حمایت‌گونه‌ی این آخوندها، از جنایت هم‌قطارانشان آنچنان در جامعه پیچیده است که دیر یا زود آخوندهائی که برای خویش شخصیتی قائل هستند، مجبور به هجرت خواهند شد و آخوندهائی در این کشورخواهند ماند که از رو نمی‌روند؛ کما اینکه اکنون با در نهایت پرروئی از رو نمی‌روند! خوب است آخوندها در میان مردم اندکی گام بردارند تا متوجه شوند که ملت با چه دیدی به آنان نگاه می‌کنند، در آیند آخوند مساوی با دشنام خواهد شد، در این مورد شکس نیست.

1/1/11

از دید اسلام اراده‌ی الله مقدم بر اختیار انسان است.


یکی از تناقضات ساختاری اسلام، موضوع قضا و قدر می‌باشد، اسلام خود را بین اختیار انسان و برنامه‌های خدایش سردرگرم می‌بیند، از یک سو مدعی اختیار انسان است و از سوی دگر معتقد است انسان نمی‌تواند اراده‌ای داشته باشد مگر اینکه الله قبلا برایش اراده کرده باشد(1)، شخص مسلمان درست مانند رباطی است که برنامه‎ای را از قبل به او داده باشند و این رباط در چارچوب برنامه‌ای که دارد احساس آزادی می‌نماید در صورتیکه این آزادی، وهمی بیش است.

مگر می‌شود معتقد به وجود اختیار انسان بود و همزمان اعتقاد داشت الله پیش از اینکه او متولد گردد، الله برایش تصمیمات لازم  گرفته شده باشد و او را به سمت اراده‌اش سوق می‌دهد(2)؟
مگر می‌توان به اختیار انسان اعتقاد داشت و همزمان معتقد بود که خدائی به نام الله تمام آنچه که در جهان قرار است رخ دهد و را در کتابی روشن و آشکار (کتاب مبین) ثبت کرده باشد و جهان را به سمت اراده‌اش سوق می‌دهد؟ می‌گویند این علم الله است، در پاسخ باید گفت که پس اراده‌ی الله در این پیمایش گیتی نقشی ندارد؟ اگر چنین است  این موضوع با اصل قرآن در تضاد است، زیرا بر طبق آموزه‌های اسلامی، جهان بر اساس اراده‌ی الله سیر می‌نماید.
و خلاصه: آیا اعتقاد به قضا و قدر، اختیار از انسان را سلب نمی‌کند؟
=============================================
(1)                         وَمَا تَشَاؤُونَ إِلَّا أَن يَشَاءَ اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلِيمًا حَكِيمًا ) انسان/30( شما چیزی را نخواهی خواست مگر اینکه الله آنرا (برای شما ) خواسته باشد قطعا الله داناى حكيم است.
(2)                        سَبِّحِ اسْمَ رَبِّكَ الْأَعْلَى ﴿۱ الَّذِي خَلَقَ فَسَوَّى ﴿۲ وَالَّذِي قَدَّرَ فَهَدَىاعلی/3) ) نام پروردگار بلند مرتبه ات را منزه دارهمان كه خلق نمود و هماهنگى بخشیدوهمان كس كه (برای مخلوقش) تقديری مشخص كرد و (بسوی آن تقدیر )هدايت فرمود.
 هُوَ الَّذِي خَلَقَكُم مِّن طِينٍ ثُمَّ قَضَى أَجَلًا وَأَجَلٌ مُّسمًّى عِندَهُ ثُمَّ أَنتُمْ تَمْتَرُونَ ) انعام/2 ) اوست كسى كه شما را از گل آفريد، آنگاه سرنوشتی را مقرر داشت و سرنوشت حتمى نزد اوست با اين همه شما ترديد مى‏كنيد.
(3)                        وَمَا مِنْ غَائِبَةٍ فِي السَّمَاء وَالْأَرْضِ إِلَّا فِي كِتَابٍ مُّبِينٍ ) نمل/75)  و هيچ موجودي پنهان در آسمان و زمين نيست مگر اينكه در كتاب مبين (در لوح محفوظ و علم بي‌پايان الله) ثبت است.

معجزه‌ای دیگر از رسول الله و ائمه!


کلینی در اصول کافی حدیثی را در باب معجزه‌ی ائمه بیان می‌نماید که باید آنرا در ردیف عجایب هشتگانه‌ی جهان شمرد، متن حدیث حاکی از این است که زره رسول الله از قدرتی بی‌نظیر برخوردار بود(1)...
گرچه در مورد این حدیث مطلب نوشته شده، اما نظر به اهمیت این مورد و اینکه مسلمین همچنان ما کفار را در حالت تعجب نگه داشته‌اند، برای چندمین بار از آنها درخواست کمک  می‌نمایم، زیرا اگر به دست مسلمین یک نفر هدایت گردد برایشان از دنیا و مافیها بهتر است؛ البته قبلا معجزات زیادی از ائمه بیان شده‌اند که جای بحث خود را دارند، اما این یکی فوق العاده مهم است، مهم از این جهات که کل قوانین قیزیک را باید از نو نوشت، و اگر هم معجزه‌ای فرازمینی است، پس چرا نه تنها این معجزه را نشان نمی‌دهند، بلکه بشریت از چیزی که می‌تواند مایه‌ی دگرگونی دانش بشری گردد محروم می‌نمایند؟:
قطع به یقین  مسلمانان کشور ما به این حدیث اعتقاد دارند، در اینجا از تمام مسلمین درخواست دارم که من و تمام کفار را از این ابهام دربیاورند؛ باشد که فرجی باشد در ایمان آوردن ما به این ائمه!
از آنجائیکه تا حالا مسلمین به این پرسش پاسخی نداده‌اند، من چند احتمال را در نظر می‌گیرم:
1- زره رسول الله از جنسی بوده است که به دمای بدن ائمه بسیار حساس بود و اگر کس دیگری می‌پوشید سریع منقبض می‌گردید.
2- خود الله با دوستاش این زره را تغییر شکل می‌دادند.
3- ائمه از علم جادوگری بهر‌مند بودند.
4- البته الله اعلم!
=============
(1)اگر (ائمه) زره فرستاده‌ی الله(رسول الله) را بپوشد اندازه‌اش باشد؛ ولی اگر کس دیگری این زره را بپوشد خواه کوتاه قد و یا بلند قد، یک وجب از او بلندتر باشد (اصول کافی/کتاب الحجه/باب موالید الائمه)

مگر دیکتاتور حاکم بر بولیوی جمهوری اسلامی است؟


دولت بولیوی هم مانند دولت مهرورز حاکم بر کشورمان، یارانه‌های سوخت را برداشت که با اعتراض مدنی و تظاهرات مردم این کشور مواجه گردید و اقدام به عقب نشینی نمود. شنیده می‌شود که عده‌ای از هم‌میهنان خارج از گود، مشغول تحقیر سایرین هستند که چرا در برابر ستم آشکار حکومت اعتراض خیابانی صورت نگرفت؟ در پاسخ باید گفت که فرق بسیار است بین رژیم چپگرای حاکم بر بولیوی و جمهوری اسلامی، گرچه هر دو رژیمهای پوپولیسم توده‌گرا هستند، اما یکی خدا را پشت خویش می‌بیند و دیگری اعتقادی به وجود خدا ندارد، یکی اسلامی است و دیگری کافر، یکی پشت خویش دینی را می‌بیند که دستش را برای هر جنایتی باز گذاشته است و دیگر از چنین دینی بی‌بهره است، گرچه هر دو در دیکتاتوری ایده‌های مشترکی دارند، اما در یکی دیکتاتوری مطلق به نام ولی امر مسلمین جهان که برای خویش حکم خدائی قادل است حاکم می‌باشد و رئیس جمهور آلت دست وی است و دیگری از چنین پشتوانه‌ای بی‌بهره است. یکی، بسیجیانی اهریمنی را در اختیار دارد که شکنجه دادن، تجاوز جنسی کردن و کشتن مخالفان را مقدس می‌داند و دیگری از وجود این مقدسات بی‌بهره است. مگر در بولیوی کسی که اعتراض کرد را باغی می‌نامند که مجاز باشند هر بلائی را بر سرش در بیاورند و خانواده‌اش را بیچاره کنند؟
این است فرق دو حکومت دیکتاتوری که  یکی خود را مهرورز اسلامی می‌داند و دیگری رژیمی است با افکار سوسیالیستی توده‌گرای متمرکز.